واکاوی تطبیقی درخت، نور و آب در اشعار سهراب سپهری و اکتاویو پاز

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران،

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

doi
10.22103/jcl.2024.22286.3673
چکیده

بررسی و تطبیق اشعار شاعران بزرگ در نزدیک‌تر ساختن ملل گوناگون و شناخت جهان‌بینی مشترک آن‌ها به ما یاری می‌رساند و در سایۀ این پژوهش‌ها امکان تفهیم بهتر شعرها و انتقاد مؤثر آن‌ها میسر می‌شود. سهراب سپهری و اکتاویو پاز از آن دسته شاعرانی‌اند که عمیقاً به خاطر علاقه زیادشان به فرهنگ هند و اساطیر جهان نگرش شاعرانۀ مشابهی را به ویژه در رابطه با عناصر بنیادین هستی، درخت، آب و نور دارند و از آنجایی‌که در بافت اساطیری، این عناصر باهم پیوندی ناگسستنی دارند با کارکردی یکسان در شعرهایشان متجلّی شده‌اند. در این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی کارکرد این عناصر در اشعار آنان بررسی و تبیین شده است. هر دو این شاعر در اشعار خود با بهره‌مندی از ساحت اساطیری، پیوند انسان با درخت، درخت با آب و نور و پیوند آب و نور و در نهایت پیوند ژرف انسان، درخت، آب و نور را با بیانی شاعرانه و مشابه هم منعکس ساخته‌اند که با درک این مسئله، نه تنها تحلیل بسیاری از ترکیبات غریب و نامأنوس شعری این دو شاعر آسان می‌شود بلکه زیبایی‌های شاعرانۀ آن‌ها نیز رخ می‌نماید و در سایۀ این تحلیل، پیوند سپهری و پاز از منظر نگرش شاعرانه و اساطیری پدیدار می‌شود. با واکاوی پیوندهای ژرف بین عناصر یاد شده، نتیجه حاصل این است که این عناصر در اشعار این دو شاعر به یک وحدت هستی‌شناسانه ختم می‌شود و این عناصر و شاعر به عنوان یک «حقیقت واحد» نمود پیدا می‌کنند.