روایت زنانه شهر در ادبیات فارسی معاصر بازخوانی نظریه کوین لینچ در رمان« این خیابان سرعت گیر ندارد»

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای برنامه ریزی شهری، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 نویسنده مسئول، استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران تهران ایران

doi
10.22059/jis.2025.402653.1370
چکیده

در ادبیات فارسی معاصر، شهر نه صرفاً پس ‏زمینه‏ ای کالبدی، بلکه بستری برای شکل‏ گیری حافظه، معنا و کنش روایت است. این مقاله با تمرکز بر تحلیل مکان‏مند روایت، نظریه «تصویر ذهنی شهر» کوین لینچ را در خوانش رمان این خیابان سرعت‏ گیر ندارد اثر مریم جهانی به‏ کار می ‏گیرد؛ رمانی که در سال ۱۳۹۶ موفق به دریافت دو جایزه معتبر «کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» و «جایزه جلال آل‏احمد» شده است. چارچوب نظری پژوهش بر مفاهیم ادراکی لینچ—از جمله سرزندگی، خوانایی، هویت مکان، نظارت، اختیار، تناسب و دسترسی—استوار است. روش تحقیق، تحلیل نظری ـ روایی با رویکرد تطبیقی است که در آن عناصر طراحی ذهنی شهر با ساختار مکانی، زبانی و روایی رمان مقایسه شده‏ اند. برخلاف مطالعاتی که بر مسائل اجتماعی یا جنسیتی تمرکز داشته ‏اند، این مقاله تلاش می کند نقش مکان و ادراک شهری را در شکل ‏گیری روایت بررسی کند. یافته‏ ها نشان می‏ دهند که فضاهای شهری در این رمان، به عناصر روایی بدل شده‏ اند که در آن‏ها مؤلفه‏ های نظری لینچ به‏ صورت زیسته و ملموس بازتاب یافته‏ اند. تاکسی «الیزابت»، میدان وزیری، محله شهناز و نشانه‏ های شهری، نه‏ تنها محل رخداد، بلکه بسترهایی برای تعامل، حرکت و معنا‏سازی ‏اند.این مقاله با پر کردن خلأ موجود در پیوند میان نظریه ‏های طراحی شهری و روایت ‏های ادبی، نشان می‏ دهد که چارچوب ادراکی لینچ، با وجود خاستگاه کالبدی ‏اش، قابلیت تعمیم به تحلیل‏ های فرهنگی و روایی را دارد؛ و می ‏تواند در خوانش تجربه شهری در ادبیات فارسی، به‏ ویژه در آثار معاصر، به‏ کار گرفته شود.