نگرش به جهان آفرینش در ایران باستان در پرتو فلسفه ادغام: بحثی در الهیات اکولوژیک

نویسندگان

1 استادیار گروه مطالعات محیطی و تاریخی، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی، سازمان سمت

doi
10.22059/jis.2024.367055.1238
چکیده

فلسفه ادغام تمام موجودات اعم از انسان، حیوانات، گیاهان و پرندگان را جزئی از کیهان قلمداد می ‏کند که از اصلی واحد، اصل حیات، پیروی می ‏کنند و در پی هدفی واحد که همانا نظم کیهانی است در حرکتند. بر این اساس مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بررسی شواهد تاریخی، آیینی، دینی و اسطوره ‏ای ایران باستان در پی پاسخگویی به این سؤالات است که آیا می ‏توان در فرهنگ ایران باستان فلسفۀ ادغام را یافت؟ و اگر چنین است، جایگاه هر یک از اجزای طبیعت و کارویژه ‏های آنها به منظور حفظ نظم کیهانی چگونه تعریف شده است؟ و نتیجتاً چه بصیرت ‏هایی برای تجدید نظر در صورتبندی کنونیِ رابطۀ انسان ایرانی با محیط زیست و طبیعت از طریق بررسی نگرش به جهان آفرینش در ایران باستان به دست آورد؟ یافته ‏های پژوهش نشان می ‏دهد که در جهان ‏بینی ایرانی، انسان نه به عنوان مافوقی که برتری اخلاقی و هستی ‏شناختی بر موجودات دیگر دارد، بلکه به عنوان جزئی از هستی به شمار می ‏رود که در کنار سایر اجزای هستی و پدیده ‏های طبیعی وظیفۀ برقراری نظم کیهانی را در مبارزه با شر و نیروهای اهریمنی به عهده دارد. درک پدیده ‏های طبیعی به عنوان وجوداتی که ارزش ذاتی دارند و در چرخۀ تکامل مادی و معنوی انسان می ‏توانند نقش بازی کنند، اصلی ‏ترین پیامی است که توجه به جهان ‏بینی باستانی برای انسان امروزی دارد. در حقیقت فلسفۀ ادغام در قالب جهان-بینی ایرانِ باستان می ‏تواند در چارچوب گفتمان رادیکالیسم سبز و به ویژه الهیات اکولوژیک در کنار سایر اجزای این گفتمان مانند الهیات اکولوژیک اسلامی، مسیحی، بودایی و یهودی به کار حفاظت محیط زیست آید