اهمیت رویکرد تطبیقی در تاریخ ادب عامه فارسی (با تکیه بر نقد درسنامۀ متون نظم و نثر عربی سرفصل گرایش ادبیات عامه مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی)
نویسندگان
1 کارشناسیارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشکدۀ زبانهای خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22103/jcl.2023.20517.3553چکیده
گرایش ادبیات عامه در ایران، سال 1392 در مقطع کارشناسی ارشد رشتۀ زبان و ادبیات فارسی تأسیس شد. در سرفصل این گرایش، دو واحد به «متون نظم و نثر عربی» اختصاص داده شده است. منابع این درسنامه با منابع درس نظم و نثر عربی در سایر گرایشهای کارشناسی ارشد رشتۀ زبان و ادبیات فارسی مشترک است و به ادبیات نخبهگرا و رسمی عربی تکیه دارد. این در حالی است که فرهنگ و ادبیات عامۀ ایرانیان که از فرهنگ عربی_اسلامی نیز تأثیر پذیرفته، در قرون نخست اسلامی تا حد زیادی در منابع عربی بازتاب یافته و دلایل بسیاری مبنی بر اهمیت این منابع در باب فرهنگ و ادب عامۀ ایرانی وجود دارد. به بیان بهتر رویکرد تطبیقی کلید حل ابهامها و خللهای تاریخی موجود در زمینۀ پژوهشهای مربوط به ادب عامۀ ایرانی است. بر این اساس لازم است در درس «متون نظم و نثر عربی» در گرایش ادبیات عامه اهداف، رؤوس مطالب و منابع با توجه به اهمیت رویکرد تطبیقی در قرون نخست اسلامی متناسب سازی شود. در این جستار ابتدا دلایل اهمیت رویکرد تطبیقی در تاریخ ادب عامۀ ایرانی با روش توصیفی_تحلیلی بررسی شده و سپس اهمیت این درسنامه در سرفصل گرایش ادب عامه نیز تبیین شدهاست. سرانجام با تکیه بر ظرفیت فراوان ادبیات تطبیقی از نظر مؤلفههای ادب عامه، درسنامهای متناسب با نیاز علمی دانشجویان این گرایش برای درس متون نظم و نثر عربی طراحی میشود