نقد بلاغیِ «ضمیر» با تأکید بر احوالی از مسندالیه در داستانِ ضحّاک (با تأکید بر معانیِ ثانویة «قطعیت» و «اختصاص و انحصار»)

نویسندگان

1 دانش ‏آموخته‌ی کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

doi
10.22059/jis.2023.367874.1245
چکیده

شاهنامه در شمار بهترین آثار حماسی عالم محسوب می­شود؛ گرچه محققانِ بسیاری به بررسی این اثر بزرگ پرداخته­اند؛ اما هنوز می­­توان زوایایی از این اثر بزرگ را آشکار نمود. یکی از این زوایا، بررسی کارکرد بلاغی ضمیر در این اثر سترگ است­. می­دانیم جابجایی کلمات در ­ساختار جمله و قرار گرفتن در جایگاه­های مهم آن با مقاصد بلاغی و معنایی رابطة مستقیم و تعیین­کننده­ای دارد. «ضمیر» نیز یکی از عناصری است که به سبب جایگاهِ سیالی که دارد، با حضور در قسمت­های مهم جمله از خاصیت دستوری عدول می­کند و با برجسته­شدن به ایجاد دلالت­های ثانویه و مفاهیم مجازی در متن کمک­می­کند؛ از این رو، هدف­ این پژوهش بررسی کارکردهای بلاغیِ مسندالیة ضمیر و متعلقات آن در داستان ضحاک­ ­است و پرسش اصلی­ این است که ضمیر در جایگاه مسندالیه و متعلقات آن، در تولید کدام­ معانی و اغراض ثانویة نقش ویژه­ای ایفا کرده است؟ پژوهش­ حاضر­ به  صورت ­کیفی­ و با روش اسنادی­–­ توصیفی  تدوین گردیده است. نتایج نشان­می­دهد که شاعر با استفاده از شیوه­ها، ­امکانات و ساخت­هایِ زبانی و  بلاغیِ گوناگون،­ با قابلیتِ ­­کارکردِ معنایی و اغراضِ ثانویة­ اطمینان­بخشی، قطعیت و منحصر­کنندگی، در کنارِ امکاناتِ گوناگونِ حوزة «ضمیر»­ می­کوشد در مرحلة نخست، مخاطب را از حالت تردید و انکار خارج کند و در ذهن او جایی برای کمترین تردید دربارة­ موضوع مد­نظر باقی نگذارد و زمینة پذیرش و همراهی او را فراهم سازد، سپس از راه تشویق و ترغیب، تاثیر ویژه­ای بر او بگذارد و نهایتا­ او را با خواسته، دریافت و نظر خود همراه سازد.

کلیدواژه‌ها