بررسی تطبیقی مضمون و ساختار نمایشنامۀ «خسیس» مولیر و نمایشنامۀ «حکایت مرد خسیس» آخوندزاده
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه تبریز، ایران.
doi
10.22103/jcl.2023.20194.3526چکیده
تئاتر به عنوان یکی از انواع ادبی، همچون پلی میان ادبیات و هنر نمایشی پیوند ایجاد کرده است. تئاتر بیشتر به دو گونه کمدی و تراژدی وجود داشته است. نوع تراژدی در گذشته بر نوع کمدی برتری داشت. در قرن هفده در فرانسه، با ظهور مولیر کمدی به شکوفایی رسید و تحولی در تئاتر کلاسیک ایجاد شد. در ایران نمایشنامهنویسی سابقة چندانی ندارد. اما اشکال سنتی و مذهبی آن همواره وجود داشته است. در این مقاله، ما به بررسی تطبیقی دو نمایشنامة کمدی یعنی خسیس مولیر و حکایت مرد خسیس آخوندزاده پرداختهایم. در دو اثر مورد مطالعه، خصیصة خساست به عنوان یکی از بزرگترین آفات اخلاقی نشان داده شده که نه تنها روابط خانوادگی بلکه روابط اجتماعی را نیز تحت شعاع قرار میدهد. در این مقاله، ما از نظریات میشل ویینی در زمینة تئاتر و تقسیمبندی او از انواع طنز و نظریات مناندر، نمایشنامهنویس یونان باستان، در زمینة تقسیمبندی شخصیتهای نمایشنامة کلاسیک بهره جستهایم و به بررسی و مقایسه محتوا، شخصیتها و ساختار دو اثر پرداختهایم. هدف ما در این مقاله، ضمن بررسی جنبههای مختلف خصیصۀ خساست در دو نمایشنامۀ یاد شده، این است که این دو اثر را در موازات با هم قرار دهیم تا نشان دهیم آخوندزاده تا چه حد و چگونه در مضمون و در ساختار نمایشنامة خود از مولیر الهام گرفته است و همانند مولیر هدف او از نوشتن این نمایشنامه آشکار و برطرف ساختن معایب رفتار انسان و افشای مفاسد اجتماعی-سیاسی بوده است.