بررسی تطبیقی عنصر زمان در رمانهای دایی جان ناپلئون و دنکیشوت
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22103/jcl.2023.20801.3573چکیده
یکی از رویکردهایی که میتوان بر اساس آن به مطالعه تطبیقی دو اثر پرداخت، رویکرد روایت شناسانه است. در پژوهش حاضر به مقایسهی تطبیقی یکی از عناصر روایی(زمان دستوری) در دو رمان دن کیشوت و دایی جان ناپلئون پرداخته شده است. زمان یکی از عناصری است که به روایت و داستان هویت میبخشد و با سه مؤلفهی نظم و ترتیب، تداوم و بسامد تعریف میشود. در هر دو رمان، نویسندگان با آوردن توصیفهای دقیق و جزئی سعی دارند از سرعت روایت بکاهند تا خواننده بیشتر درگیر رمان شود و همزادپنداری با شخصیتها و تجسم داستان برایش ممکن گردد. موضوع جنگ و سفر در هر دو داستان، نقش کلیدی داشته و بیشتر جنبهی خیالی دارند. توصیف رویدادهایی که در خلال این جنگها و سفرها اتفاق میافتد، در رمان دنکیشوت موجب پیشبرد داستان میشود، ولی در رمان داییجان ناپلئون به ایجاد فضایی طنزآمیز و گسترش زمانی کمک میکند. رمان دایی جان ناپلئون بیشتر دیالوگمحور است، از این رو روایت عمدتاً دارای شتاب ثابت و همسانی زمانیست، اما تداوم زمانی در رمان سروانتس به دلیل اطناب فراوان، شتاب منفی دارد. بسامد در دو رمان بسامد مفرد است که با توجه به سبک روایت هر دو اثر و رئالیستی بودن آنها دور از انتظار نیست. اگرچه از دیگر انواع بسامد نظیر بسامد مکرر در هر دو اثر استفاده شده است؛ ولی بسامد مفرد همچنان بیشترین کاربرد را داراست. یافتن وجوه مشترک میان دو رمان، این ذهنیت را پدید میآورد که ایرج پزشکزاد، در نوشتن داییجان ناپلئون، نگاهی به رمان دن کیشوت داشته است.