جایگاه منظومه‏ های تاریخی در تاریخ‌نگاری صفویه و توصیف ویژگی‏ های تاریخ‌نگارانۀ آن‌ها

نویسندگان

1 انش‌آموختۀ دکتری، تاریخ ایران دورۀ اسلامی، گروه تاریخ، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، ص.پ. 4697-19395، تهران، ایران

2 دانشیار گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران- ایران

doi
10.22059/jis.2023.349185.1155
چکیده

از دورۀ مغول به بعد، سُرایش منظومه‏های تاریخی به شیوۀ شاهنامه و اسکندرنامه رونق گرفت. از جمله در دورۀ صفویه، تعداد درخور توجهی از متون تاریخی در همین‏گونۀ ادبی به ‏وجود آمد. شاهنامه‏های تاریخی عصر صفوی بسیاری از ویژگی‏های این‌گونه از متون تاریخی را از دوره‏های قبل به ارث برد. در‌عین‌حال، به ‏دلیل ویژگی‏های خاص عصر حکومت صفوی، این آثار نسبت به دوره‏های پیش دارای تفاوت‏ها و تمایزهایی است. این نوشتار، که به شیوۀ توصیفی‌ـ تحلیلی مبتنی بر منابع کتابخانه‏ای انجام پذیرفته، به بررسی منظومه‏های تاریخی دربارۀ سلسلۀ صفویه و سروده‏شده در این عصر می‏پردازد. این پژوهش بر آن است تا ضمن معرفی منظومه‏های تاریخی این دوره و بیان ویژگی‏های آن‌ها، به جایگاه و اهمیت محتوای تاریخی این منظومه‏ها در تاریخ‌نگاری عصر صفویه بپردازد. نُه منظومۀ تاریخی عصر صفویه که در این پژوهش بررسی شده است، از حیث محتوایی، عمدتاً به برخی اقدامات و شرح بعضی جنگ‌های شاهان معاصرِ سرایندگان پرداخته‏اند. با توجه به انگیزۀ سرایندگان برای جاودانه و پرآوازه ‏کردنِ نام شاهان مد نظر و وقایع تاریخی مرتبط با آن‌ها، این آثار را می‏توان سروده‏هایی برای خوشایند حاکمان وقت تلقی کرد. با وجود این، منظومه‏های تاریخی این دوره، به‏واسطۀ داشتن برخی داده‏های دست اولِ تاریخی پیرامون برخی وقایع و موضوعات دورۀ صفویه و کمک به تأیید یا اصلاح اطلاعات منابع تاریخی منثور و پر کردن برخی خلأهای اطلاعاتی، از اهمیت خاصی برخوردارند.