ترکیببندی در طرز نازکخیال اصفهانی و دورخیال هندی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.
doi
10.22103/jcl.2023.20208.3527چکیده
ترکیب مشخّصۀ مهم شعر سبک هندی است و این نوشتار میکوشد روال و الگوی ترکیبسازیهای ویژۀ دو طرز نازکخیال اصفهانی و دورخیال هندی را تشریح کند. به این منظور، ترکیبات بر اساس رابطه معنایی و قرینه صارفه لفظی و معنوی در دو گروه ترکیبات درونمرکز و برونمرکز دستهبندی شدهاند. منظور از ترکیب، سازوارۀ نسبت دادن عبارات به یکدیگر برای ساخت مفاهیم است. این مفهوم میتواند یک واژه، یک جملهواره یا یک جمله کامل باشد. نتایج پژوهش نشان میدهد؛ در محور درونمرکز که قرینه لفظی وجود دارد، ترکیبات واژگانی در طرز نازکخیال به سبک خراسانی و در دورخیال به سبک آذربایجانی نزدیک هستند. ترکیبات دومعنا و به همریخته در طرز نازکخیال عامل خیالانگیزی و توأم با انسجاماند؛ امّا بهنظر میرسد شعرای طرز دورخیال مهارت زبانی استفاده از این ابزار هنری را نداشتهاند. شاعران هر دو طرز در ترکیبات وصفی با فشردهسازی و حذف روابط، صفاتی گسترده، اغراقآمیز، متناقضگونه و متتابع میسازند؛ البته در طرز دورخیال، این صفات به جملهوارههایی انتزاعی نزدیک میشوند که گاهی انسجام لازم را ندارند و تصویری پراکنده میسازند. ترکیبات اسنادی مجازی درونمرکز در طرز نازکخیال ساده و در طرز دورخیال با آرایههای بلاغی ترکیب میشوند. در محور برونمرکز، ترکیبات اضافی در طرز دورخیال چندگانهتر و گستردهتر هستند. ترکیبات فعلی در هر دو طرز عامل مهم تصویرسازی هستند و روالی رو به پیچیدگی انتزاعی دارند. التزامهای خشک و ضعف ارتباط استنتاجی کلام و شبکه پیچیده تصویری و بلاغی، در طرز دورخیال منجر به ظهور اسنادهای اسمی بیمعنا و نامعمولی میشود که بر پیچیدگی شعر این طرز میافزاید.