آشنایی‌زدایی زبانی در

نویسندگان
doi
چکیده

یکی از مکاتب نقد ادبی شاخص قرن بیستم، فرمالیسم است. ویژگی اصلی فرمالیست‌‌ها ‌‌توجه به ارزش‌های ‌‌ظاهری اثر ادبی بود. در واقع آن‌ها ‌‌ادبیات را فعلیت ویژه زبان می‌‌دانستند و در پی تبیین قواعد علم ادبیات و یا به تعبیری دیگر شگردهای ادبیت آن برآمدند. از نظر آن‌ها ‌‌اثر ادبی از کلمات ساخته شده بود نه مقاصد یا احساساتی که از ذهن شاعر یا نویسنده تراوش شده باشد. در تحقیق حاضر هر یک از مؤلفه‌های ‌‌آشنایی‌زدایی زبانی فرمالیسم روسی در مجموعه اشعار ‌‌‌‌"از قرق تا خروس‌خوان" سیاوش کسرایی به روش توصیفی – تحلیلی مورد بحث و بررسی قرار می‌‌گیرد. برخی نتایج تحقیق بیانگر آن است که مؤلفه‌های ‌‌فرمالیسم در آشنایی‌زدایی در اثر کسرایی به‌وفور یافت می‌‌شود و حتی به نظر می‌‌رسد که هر یک از ویژگی‌های ‌‌قاعده کاهی معنایی، نحوی و زمانی در این اثر، ساخته پرداخته قریحه شاعرانه و خیالِ خود شاعر است. چنان‌که کسرایی در تصاویر و مفاهیمی بدیع، خیالات ناگفته خود را از صورت عادی و کهنه زبان خارج کرده و در تجسمی بدیع تبیین می‌‌کند. او فریادِ شادی را به گل‌هایی ‌‌تشبیه کرده که به آسمان پرتاب می‌‌شود. پرسه زدن‌های ‌‌خواب را در مفهوم غفلت و در برابر آگاهی و بیداری درونی مردم قرار می‌‌دهد. کسرایی در آفرینش‌های ‌‌منحصربه‌فرد و بدیع خود از عناصر بیانی و بدیعی برای هنجارگریزی بهره تمام برده است.