اثر تجویز درونصفاقی عصارۀ هیدروالکلی گلهای حرارتدیده و حرارتندیده و عصارۀ هگزانی گلهای حرارتدیدۀ پایۀ مادۀ گیاه شاهدانه (Cannabis sativa) بر درد در موش صحرایی
نویسندگان
1 دانشیار مرکز تحقیقات علوم اعصاب و رفتار رایان، گروه زیستشناسی، دانشکدۀ علوم، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 استادیار گروه زیستشناسی، دانشکدۀ علوم، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه زیستشناسی، دانشکدۀ علوم، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
چکیده
مقدمه و هدف: گیاه شاهدانه منبع کانابینوئیدهای گیاهی است و از مهمترین این ترکیبات میتوان به Tetrahydrocannabinolic acid و Cannabidiolic acid اشاره کرد که با تأثیر بر سیستم اندوکانابینوئیدی، اثراتی را بر اضطراب، صرع و تهوع دارند. این تحقیق به بررسی اثرات تجویز داخل صفاقی عصارههای هیدروالکلی و هگزانی گلهای پایۀ مادۀ شاهدانه که دارای حداکثر کانابینوئیدهاست، بر درد حرارتی و شیمیایی پرداخته است. علاوهبراین، تأثیر عامل حرارت نیز بر اثرات فیزیولوژیک این کانابینوئیدهای گیاهی بر درد مورد آزمایش قرار گرفته است. مواد و روشها: در این مطالعۀ تجربی، موشهای صحرایی نر نژاد ویستار (250تا200گرم) در گروههای کنترل، شم، عصارۀ هیدروالکلی گلهای حرارتدیده با دوزهای mg/kg 50 و 10، 1، عصارۀ هیدروالکلی گلهای حرارتندیده با دوز mg/kg 50 و عصارۀ هگزانی گلهای حرارتدیده با دوز mg/kg 50 دستهبندی شدند. برای سنجش شدت درد شیمیایی، از آزمون فرمالین و برای سنجش آستانۀ درد حرارتی، از آزمون Tail flick استفاده گردید. نتایج: تجویز درونصفاقی دوز mg/kg 50 عصارۀ هگزانی گلهای حرارتدیده در مقایسه با سایر عصارهها، اثر کاهشی بسیار قابلتوجهی بر فاز اول و دوم آزمون فرمالین و بر آستانۀ درد حرارتی داشت. نتیجهگیری: احتمالاً کانابینوئیدهای دکربوکسیله که توسط هگزان بهمیزان بیشتری استخراج میگردند، تمایل اتصالی بیشتری به گیرندههای CB1 و TRPV1 در مسیر درد دارند و بهترتیب، موجب مهار آزادسازی میانجیهای مؤثر بر پردازش درد و غیرحساس نمودن گیرندههای مسیر درد میگردد، همچنین موجب مهار عوامل تجزیهگر کانابینوئیدهای درونزاد نیز میشوند.