«خالهسوسکه» و سفر چهارم گالیور: روایاتی پسا-اومانیسمی
نویسندگان
1 استادیار دانشکده زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه کاشان،کاشان، ایران
doi
10.22103/jcl.2023.19457.3471چکیده
مقالۀ حاضر به بررسی مقولۀ پسا-اومانیسم در ادبیات کودک میپردازد، با وجود آنکه ادبیات کودک همواره بهمنزلۀ ابزاری در خدمت فرهنگ حاکم دیده شده است؛ ابزاری که میکوشد بنمایههای تعلیمی، ارزشها، هنجارها و کلیشههای فرهنگی، که غالبا مبتنی بر تفکر اومانیستی و رابطۀ سلسله مراتبی «خود/ دیگری» هستند، را به نسل بعد انتقال دهد؛ تعالیمی که زنجیرهای از تقابلهای دوگانه نظیر «مرد/زن» و «انسان/حیوان» را شامل میشوند. اما فرهنگها همزمان شاهد ظهور آثاری هستند که در راستای واشکنی این ساختارها و دوانگارههای فرهنگی غالب گام برمیدارند تا بتوانند گفتمانی پسا-اومانیسمی را بسط دهند. از این آثار، میتوان به سفر چهارم گالیور(1726)، نوشتۀ جاناتان سویفت بریتانیایی و داستان «خاله سوسکه»، فولکلور ایرانی، اشاره کرد. این پژوهش میکوشد با روشی توصیفی- تحلیلی ودر خوانشی با تکیه بر تحلیل محتوا به بررسی نمودهای گفتمان پسا-اومانیسمی و چگونگی تقابل آن با پارامترهای گفتمان انسانگرای حاکم در دو فرهنگ غربی و شرقی بپردازد. چنین استدلال میشود که هر دو اثر با چالش گفتمان «هستیشناختی» اومانیستی، کمرنگکردن مرزهای «خود/دیگری» و برجستهسازی مفهوم «عدم اصالت هویت» نوعی «ضد-روایت» را شکل میدهند که میکوشد با خلقِ گفتمان فرهنگی نوین، نوعی رابطۀ غیرسلسلهمراتبی مبتنی بر تساوی را رقم زند. ماحصل این موضوع، تلاش دو اثر بر صلح و آشتی دوباره کودک با طبیعت پیرامون و ایجاد مقدمات برای شکلگیری گفتمان نوینی است که، برخلاف گفتمان اومانیستی، به جای تسخیرِ صرفِ طبیعت بر همزیستی مسالمتآمیز با آن تأکید دارد.