یأس و امید در شعر أمل دنقل و سیاوش کسرایی (تحلیل نشانهشناسی مؤلفههای: مکان-زمان و اسطورهها)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی ،کرمانشاه، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22103/jcl.2023.19521.3476چکیده
در سالهای اخیر دانش نشانهشناسی بابی تازه در تحلیل، فهم و نقد متون ادبی و کشف زوایای پنهان آن به وجود آوردهاست. أمل دنقل شاعر معاصر مصری و سیاوش کسرایی از جمله شاعران دغدغهمندی هستند که در زمانهای متلاطم زیستهاند. نابسامانیهای سیاسی و اجتماعی در محتوا و ساختار شعر این دو به شدت تأثیر گذاشته است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، مضمون «یأس و امید» در مؤلفههای نشانهشناسی مکان-زمان و اسطورهها، در سرودههای این دو شاعر را بررسی و با هم مقایسه نمودهاست و درصدد پاسخگویی به این پرسش است که این درونمایه چگونه در شعر دو شاعر متجلی شدهاست. نتایج به دست آمده از این پژوهش، گویای آن است که شعر دو شاعر با وجود شباهتهای فراوان در درونمایه-هایی چون اعتراض به وضع موجود و دعوت به مبارزه، بسیار با هم متفاوت است. در شعرکسرایی همواره جلوههایی از روشنایی و بالندگی دیدهمیشود. کاربست نشانههای مکان، زمان و اسطورهها در شعر او، به منزلة دمیدن روح امید در هموطنان است. شعر حماسی «آرش کمانگیر» نمونهای آشکار از این نگاه سرشار از امیدواری است؛ اما شعر امل دنقل که سرشار از هنر شعری و هنجارگریزیهای زبانی است، به شکلی عمیق متأثر از شکستهای پیدرپی جهان عرب و در گرداب یأسی سهمگین غوطهور است؛ به گونهای که کاربرد مکان، زمان و اسطورهها در شعر وی، به شدت تیره است. شعر وی سویة تاریک حوادث را برجسته نموده است. سرودة «البکاء بین یدی رزقاء الیمامه»، تصویری جامع از همة شعر اوست.