بررسی تحلیلی داستان بهرام گور در شاهنامه و هفت پیکر از منظر ادبیات تعلیمی

نویسندگان

1 استادیار زیان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jis.2024.382026.1308
چکیده

بیشتر قهرمان‌های ادبیات غنایی، حماسی، نمایشی و تعلیمی ما دست‌پروردۀ تاریخ‌اند. یکی از این شخصیت‌ها بهرام گور است که فرمانروایی او در منابع تاریخی به زیور افسانه‌ها در منابع ادبی آراسته شده است. وی ازجمله پادشاهان ساسانی است که به‌دلیل محبوبیت مورد توجه مورخان، ادیبان و هنرمندان و... قرار گرفته است. این پژوهش با نگاه توصیفی‌تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به بررسی این شخصیت در دو حوزۀ تاریخ و ادبیات می‌پردازد؛ زیرا داستان‌های مربوط به بهرام گور در منابع تاریخی و ادبی با وجه تمایزهایی بیان شده‌ اما همۀ آن‌ها یک هدف را دنبال کرده‌اند و آن‌هم تعلیم آحاد جامعه است. این پژوهش به‌دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال است که چگونه ادیبان و مورخان و به‌طورکلی نویسندگان از داستان به‌مثابۀ ابزاری برای تعلیم می‌نگرند؟ برای تبیین این موضوع ابتدا به نگاه مورخان در باب شخصیت مذکور پرداخته و سپس شخصیت بهرام را در شاهنامۀ فردوسی و هفت‌پیکر نظامی و دیگر منابع تاریخی بررسی کرده‌ایم. یافته‌ها حاکی از آن است با وجود اینکه یک شخصیت در مرکز ثقل این پژوهش‌ها قرار دارد، نگاه متفاوت، تحلیل‌های متفاوتی را رقم زده است. زمانی که با نگاه ادبی و با استفاده از عناصر عاطفه و تخیل به متون تاریخی می‌نگریم، دیگر هدف، توصیف صرف واقعیات نیست و ممکن است شاعر یا نویسنده علاوه‌بر زیبایی‌آفرینی اهداف دیگری را نیز در اثر دنبال کند؛ چنان‌که فردوسی و نظامی در تحلیل و توصیف شخصیت بهرام داشته‌اند. در واقع با وجود تفاوت در شیوۀ بیان این دو یکه‌تاز عرصۀ قلم، آنان در مواردی از وجه تاریخی دور شده‌ و با گریز‌های تاریخی داستان‌های تعلیمی خلق کرده‌اند.