نقد نظریه ضریب فزاینده پایه پولی و برخی دلالتهای اقتصاد کلان نظریه خلق اعتبار بانکی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استاد گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.29252/jem.2021.185172.1481چکیده
مناقشه بین حامیان دو نظریه «خلق اعتبار بانکی» و «ضریب فزاینده پایه پولی» در مورد نحوه خلق پول بانکی از دهه 1920 میلادی آغاز شد و تا قبل از بحران مالی 8-2007 با غالب شدن دیدگاه ضریب فزاینده به پایان رسید. اما پس از بحران مالی بسیاری از بانکهای مرکزی، نهادهای مالی بینالمللی و اقتصاددانان برجسته اذعان کردند که روایت نظریه ضریب فزاینده از ماهیت واسطهگری هر بانک و نحوه خلق پول سیستم بانکی نادرست است. بحران مالی دهه اخیر نشان داد نه تنها بحرانی در اقتصاد بلکه بحرانی در علم اقتصاد نیز وجود دارد که ناشی از فهم نادرست ماهیت بانک و فرایند خلق پول بانکی است. زیرا این واقعیت که هر بانک بصورت فردی دارای توانایی خلق پول (اعتبار) است و در هنگام خلق پول، سند بدهی خود را منتشر میکند (نظریه خلق اعتبار بانکی)، موجب معکوس شدن برخی از نظریههای اقتصاد کلان میشود و دلالتهای عمیقی برای فهم بسیاری از پدیدهها و مفاهیم دیگر در اقتصاد دارد. در مقاله حاضر ابتدا با روش تحلیلی-توصیفی، مطالعه اسناد کتابخانهای و با استفاده از تحلیل حسابداری به بررسی خطاهای نظریه ضریب فزاینده پرداخته شده است و سپس برخی از دلالتهای اقتصاد کلان نظریه خلق اعتبار بانکی از جمله برای نرخ بهره، پسانداز و سرمایهگذاری با روش تحلیلی-توصیفی و مطالعه اسناد کتابخانهای مطرح میشود.