بررسی سویههای پسامدرنیستی «رود راوی» بر بنیاد آرای «جانبارت»
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران.
doi
10.22103/jcl.2022.18512.3379چکیده
پپستمدرنیسم، مدرنیسم کمالیافته است که به دستاوردهای دانش و تکنولوژیِ مورد علاقه و اعتماد عصر روشنگری و مدرنیته، نگاهی ژرف و همهجانبه، با رویکردی انتقادی دارد. بنابراین رد پای آن را در اغلب رشتههای علوم و گرایشهای هنری میتوان نظارهنمود؛ در ادبیات نیز با بنیانهای نظری متکثر و مؤلفههای متعدد نمودیافتهاست. آرای «جانبارت»، نویسنده و منتقد آمریکایی، از میان نظریات متنوع موجود، ژرفنگری قابل توجه و چهارچوب نسبتاً مشخصی دارد، که میتوان مؤلفههای معینی را برای سنجش ضابطهمند آثار، از آن استخراج نمود. همچنین رمان «رود راوی» اثر «ابوتراب خسروی»، از ظرفیت بالایی برای بررسی با رویکردهای گوناگون، ازجمله دیدگاه پسامدرنیستی برخوردار است؛ بهویژه با آرای جانبارت قرابتها و مطابقتهای بسیاری دارد. در بررسی این رمان بر اساس آرای جانبارت، ابتدا با تکیه بر ایدههای ادبی بارت مبنی بر «غنیسازی ادبیات» و شگردهایی که او عملاً برای تحقق نظریات خود در آثار داستانیش بهکارمیبرد، مؤلفههایی فراهم شده، سپس متن روایت بر اساس این مؤلفهها بررسی و تحلیل میگردد. این تحلیلها بخشی از ارزشهای ادبی رود راوی مبنی بر منطبق آمدن با معیارهای جهانی پسامدرن و نوآوریهای خسروی در این زمینه را نمایانمیسازد و نشانمیدهد که در رمان یادشده کاربست شیوههای ساختارشکنانة پستمدرنیستی، نظیر آمیزش حیطهها، خلق فراداستان و... ضمن برجستگی بخشیدن به چگونگی روایتگریِ معنا، چیستی معنا و درونمایه نیز ناچیز و موضوع روایت مبهم و معماگون نشدهاست. از این رو میتوان آن را نمونهای از پسامدرن بومیشدة ایرانی دانست که از امتیازات لازم برای قرارگرفتن در ردیف آثار فراملی و رمانهای موفق پسامدرنیستی جهان، برخودار است.