بررسی تطبیقی معراجنامه‌های بایزید و روزبهان بقلی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان قزوین، ایران

2 استادیار مدعو زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان قزوین، ایران.

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان قزوین، ایران

doi
10.22103/jcl.2022.19097.3443
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی دربارۀ چگونگی و چرایی تولید گفتمان سخن می‌گوید و با توجه به بافتِ درون‌زبانی و برون‌زبانی سعی در موشکافی گفتمانِ تولید‌شده دارد. پژوهش پیش‌رو با روش تحلیلی – تطبیقی بخش‌هایی از معراجنامۀ بایزید بسطامی و روزبهان بقلی را با تکیه بر مدل نورمن فرکلاف بازنگری کرده‌است. نتایج نشان می‌دهد که بایزید و روزبهان با انتخاب واژگان و نحو خاص، گفتمان متمایزِ عرفانی خود را تولید و بازآفرینی کرده‌اند. مکاشفه، گفت‌و‌گو و تجلی سه پایۀ مشترک معراج بایزید و بقلی است، اما ساختار فکری، ایدئولوژیکی و عرفانی هر کدام تفاوت‌های ظریفی دارد. گفتمان عرفانی بایزید بر محور من (انسان)/ خدا (او) شکل گرفته‌است و در آن میانجی یا واسطه‌ای وجود ندارد که در طی تهذیب نفس و کشش الهی انانیت زایل و هویت انسان با فنا شدن در حق، مستحیل می‌شود و جز حق چیزی باقی نمی‌ماند، اما گفتمان روزبهان حول محور شخصیت‌های روزبهان (انسان)، ملائکه، خضر و خدا شکل گرفته‌است. در این گفتمان ملائکه و خضر واسطۀ بین او و خداوند هستند و خضر نمادِ پیر و راهنمای انسان است. ضمناً در پایان معراجِ بایزید همة صفات اشارات و زبان او توحیدی شده‌است، اما روزبهان از خداوند طلب فرجام نیک دارد. روزبهان از مرگ می‌هراسد و بایزید به حق پیوسته‌است. سهم بایزید در عرفان اصیل ایرانی - اسلامی به مراتب از روزبهان برجسته‌تر است.