تحلیل تطبیقی روایت «کتیبه» اخوان ثالث و «افسانۀ سیزیف» آلبر کامو

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران.

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران.

doi
10.22059/jor.2019.262220.1726
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل ساختار روایی در شعر «کتیبۀ» اخوان ثالث و افسانۀ «سیزیف» آلبر کامو صورت گرفته­ است. روش پژوهش، روایت­شناسی تطبیقی و مبتنی بر بررسی پیرنگ دو اثر از حیث «روایت دنیای همسان» و «دنیای ناهمسان» است. نتیجة این پژوهش نشان می­دهد که دو روایت از نظر رویدادِ اصلی روایت یکسان­اند چراکه هر دو راوی، روایتگر پوچی و بیهودگی تلاش قهرمانان داستان خود هستند، امّا تفاوت­های میان ساختار روایی این دو اثر، نشان­دهندة تفاوت میان جهان­بینی راویان دو اثر در دو موقعیّت زمانی، فرهنگی و اجتماعی است. تحلیل ساختار روایی این دو روایت نشان می­دهد که در کتیبه حوادث زاید، وقایع متناقض و مبهم (عوامل ضعف پیرنگ) وجود ندارد و روایت از فرایند پایدار نخستین (مقدّمه­چینی) آغاز و به گره­گشایی داستان ختم می­شود، امّا در افسانۀ سیزیف در کنار وجود عوامل ضعف پیرنگ، شروع روایت از فرآیند ناپایدار میانی (نقطۀ بحران) است. از این رو، روایت کتیبه در مقایسه با افسانۀ سیزیف از طرح و پیرنگ منسجم­تری برخوردار است. هم­چنین، شیوۀ روایت افسانه سیزیف به طرزی یکنواخت و با یک دیدگاه روایت بیان شده است، در حالی­که در روایت کتیبه با دیدگاه­های متفاوت روایی مواجه­ایم و این تغییر در بندهای مختلف شعر کاملاً معنادار است.