اشکانیان پارتی یا اشکانیان سکایی؟ برآمدن اشکانیان با‎ ‎تکیه‎ ‎‏بر منابع ‏مکتوب و شواهد باستان‏شناختی (منابع، ابهامات و چالش‏ها)‏

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد رشته باستان شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه باستان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jis.2023.350547.1167
چکیده

شروع سلطنت اشکانیان و هویت ارشک اول به‌عنوان سرسلسلة این حکومت یکی از بخش‏های رازآلود تاریخ اشکانی است. متأسفانه هیچ‌یک از تاریخ‏های متعددی که در دوران باستان درخصوص اشکانی‏ها نگاشته شده‏اند باقی نمانده و در دوره‏های متعدد از بین رفته‏اند. در نتیجۀ فقدان منابع موثق، برداشت‏های مدرن از دولت و حکومت اشکانی‏ها با واقعیت‏های سیاسی و فرهنگی آن زمان سازگار نیست. بر‌اساس تحلیل منابع مکتوب در‌خصوص هویت ارشک، آن‏ها را می‏توان به دو سنت تاریخ‏نگاری تقسیم کرد: یکی متعلق به آپولودوروس و دنبال‏کنندگان او، یوستین و استرابو، و دیگری به‏وسیلة آریان و دنبال‏کنندگان او (فوتیوس، زوسیموس، سینکلوس، دیو). در این میان، یک روایت در میان پژوهشگران تاریخ و باستان‏شناسی اشکانی مورد استقبال بیشتری قرار گرفته است. بر‌اساس این روایت، ارشک یک سکایی بود که ریاست قبیلة پارنی از اتحادیة داهه را بر‌عهده داشت. سپس، باتوجه به این نسخه از منشأ اشکانی‏ها، در اواسط قرن سم پ.م. ارشک از آشفتگی حکومت سلوکی در غرب استفاده می‏کند و به همراه پارنی‏ها ایالت پارت سلوکی را به تصرف خود در‌می‏آورند و زمینة شکل‏گیری شاهنشاهی اشکانی را فراهم می‏کنند. مرجع اصلی و مؤثرترین اشاعه‌دهندة مفهوم اشکانیان کوچ‏رو و سکایی استرابواست. وی در شناخت ریشة اشکانی‏ها از مورخان قدیم‏تر هلنیستی الهام گرفته، با‌این‌حال هیچ‌یک از آن‏ها قبل از قرن دوم پیش از میلاد زندگی نکرده‏اند. در این تحقیق، نگارندگان با تکیه بر شواهد باستان‏شناختی و تحلیل منابع مکتوب سنت تاریخ‏نگاری آریان و دنبال‏کنندگان وی مبتنی بر بومی و پارتی بودن ارشک را به واقعیت‏های سیاسی و اجتماعی زمان ‏اشکانی ‏نزدیک‏تر می‏دانند. همچنین استدلال خواهد شد که ارشک اول هرگز نتوانسته حکومتی هماورد با امپراتوری سلوکی را تأسیس کند، بلکه وی تحت سلطة سلوکی‏ها یک حکومت خراج‌گذار را اداره می‏کرد. تأسیس شاهنشاهی اشکانی با تکیه بر عناصر بومی و پارتی می‏تواند فقط پس از سلطنت آنتیوخوس سوم (223/ 2ـ187) صورت گرفته باشد. در‌حقیقت، هیچ شاهدی، مستقیم و غیرمستقیم، برای شاهنشاهی اشکانی در ایران در قرن سوم وجود ندارد. اگر حکومت اولیة اشکانیان اساساً دارای یک بنیاد سرزمینی بود، نمی‌توانست چیزی فراتر از یک قدرت منطقه‏ای بوده باشد.