آسیب شناسی حمایت اقتصادی با تمرکز بر تخفیف و مساعدت مالی مددکاران اجتماعی مراکز درمانی

نویسندگان

1 استادیار مددکاری اجتماعی. دانشکده پیراپزشکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد. ایران.

2 کارشناس اداره مددکاری اجتماعی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. تهران. ایران.

3 کارشناس مددکاری بهداشتی درمانی. وزارت بهداشت درمان آموزش پزشکی. تهران. ایران

4 استادیار مددکاری اجتماعی. دانشکده علوم رفتاری دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی. تهران. ایران.

5 دکتری مددکاری اجتماعی، دانشکده بهداشت و تغذیه، دانشگاه علوم پزشکی لرستان، خرم آباد ایران

6 کارشناس اداره مددکاری اجتماعی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. تهران. ایران

doi
10.22054/rjsw.2023.66369.565
چکیده

یکی از فعالیت‌های مهم مددکاران اجتماعی حمایت اقتصادی از بیماران نیازمند بر اساس ارزیابی و تشخیص حرفه‌ای است. این پژوهش کیفی باهدف شناخت عوامل مؤثر بر حمایت‌های اقتصادی مددکاران اجتماعی مراکز درمانی از بیماران نیازمند انجام‌شده است. پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوا قراردادی است. جهت جمع‌آوری داده‌ها از روش بحث گروهی متمرکز (FGD) به‌صورت مبتنی بر هدف، با حضور 18 نفر از مددکاران اجتماعی ستاد، دانشگاه‎های علوم پزشکی و مراکز درمانی در قالب چند سؤالی استفاده شد. یافته‌های حاصل از پژوهش قالب کدها، زیر طبقات و درون‌مایه/ طبقات تحت عنوان همراهی و همکاری ضعیف درون‌سازمانی و چالش‌های غیرمسئولانه برون‌سازمانی مؤثر بر موضوع تخفیف طبقه‌بندی شد. در محور درون‌سازمانی موضوعاتی چون ضعف سامانه HIS بیمارستانی، مداخله سایرین در ثبت تخفیفات، ضعف دستورالعمل‌ها، تصدی پست مددکاری اجتماعی توسط سایر رشته‌ها، ضعف در مستندسازی، کمبود نیرو و امکانات، نامتوازن بودن اختیارات با مسئولیت‌ها، عدم آشنایی کادر درمانی با ماهیت مددکاری اجتماعی و در حیطه برون‌سازمانی شامل ضعف عملکرد سایر ارگان‌های حمایتی، افزایش آسیب‌های اجتماعی، اتباع غیرقانونی، نقش بیمه، عدم توجه به برخی گروه‌های آسیب‌پذیر، هزینه‌های تحمیلی، افزایش مراجعه به بیمارستان‌های دولتی و فرهنگ استفاده از منابع دولتی می‌باشد. طبق نتایج پژوهش عوامل گوناگونی در میزان و چگونگی انجام حمایت‎های اقتصادی مددکاران اجتماعی از بیماران نیازمند تأثیرگذار است که این امر موجب تحمیل بار هزینه‌ای هنگفت بر سیستم بهداشت و درمان کشور شده است. از سوی دیگر منجر به غیرتخصصی شدن حرفه مددکاری اجتماعی و ایجاد نگرش منفی و سطح پایین در جامعه نسبت به این حرفه می‌شود.