پژوهش تطبیقی صفت رذیلۀ خشم در ایران و هند باستان بر مبنای شاهنامه و مثنوی معنوی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران تهران، ایران

doi
10.22059/jis.2023.362004.1209
چکیده

بحث از فضایل و رذایل اخلاقی از جمله اندیشه‌های مشترک در باورهای اخلاقی و عارفانه ایران و هند باستان است. براساس اندیشۀ دوگانه‌باوری صفات رذیله ناشی از نیروهای شر و تاریکی است و صفات نیک متأثر از نیروهای خیر و روشنی است. پرهیز از صفات رذیله، به‌ویژه صفت رذیلۀ خشم، در این اندیشۀ مشترک و نمود آن در آثار ایران و هند باستان تأکید شده است. در شاهنامه نبرد این دو نیروی خیر و شر در شخصیت‌های داستان‌ها و سخنان فردوسی دیده می‌شود. در مثنوی نیز در وجود انسان نبرد نیکی و بدی جریان دارد. در این پژوهش، صفت رذیلۀ خشم در ایران و هند باستان بر‌مبنای شاهنامه و مثنوی، با روش تطبیقی و تحلیلی، بررسی شده است. در این بررسی، خشم در دو مفهوم دیو خشم و صفت رذیلۀ خشم به کار رفته است. انسان با این صفت ناپسند خشم از گروه نیکی و روشنی دور و به گروه اهریمنی و تاریکی نزدیک می‌شود. بنابراین، با تحلیل شواهدی از آثار نشان داده‌ایم که فردوسی و مولوی، دو شاعر بزرگ دورۀ اسلامی، این مفاهیم اندیشۀ باستانی ایران و هند را در شاهنامه و مثنوی به‌خوبی متجلّی کرده‌اند و به تداوم فرهنگ کهن آریایی خویش پای‌بند بوده‌اند.