تحلیلی بر توانمندیها و کاستیهای نظام آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی
doi
10.22034/irphe.1998.711709چکیده
آموزش عالی در دنیای امروز دارای سه کارکرد اصلی است. این سه کارکرد، بترتیب، عبارتند از:تولید دانش (یا پژوهش)، 2- انتقال دانش (یا آموزش)، 3- اشاعه و نشر دانش (یا خدمات).اما نظام آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران، که با تصویب قانون تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 هـ. ش در تهران پایه ریزی شده، فاقد دوکارکرد اصلی تولید دانش، اشاعه و نشر آن است. زیرمجموعه های این نظام – یعنی دانشگاههای کشور – براساس الگوی دانشگاه تهران و با کارکرد اصلی انتقال دانشهای جدیدی – که خارج از مرزهای کشور تولید می شوند – به نسلهای جوان، یکی پس از دیگری تأسیس شدند. بدین ترتیب، توانمندیهای نظام و زیر مجموعه هایش تنها برخاسته از همین کارکرد است، حال آنکه کاستیهای اساسی و مهم آن، به طور عمده، ناشی از فقدان دوکارکرد اصلی دیگر – یعنی تولید دانش، اشاعه و نشر دانش – می باشد. مقاله حاضر، نخست به بررسی و تحلیل کارکردهای نظام آموزش عالی در جوامع صنعتی نوین می پردازد؛ سپس، ضمن اشاره کوتاه به کارکرد اصلی دانشگاههای ایران و توانمندیهای ناشی از آن، کاستیهایی را که از فقدان در کارکرد اصلی تولید دانش و اشاعه و نشر دانش از نظام آموزش عالی ایران حاصل آمده است، مورد بحث و بررسی قرار می دهد؛ و سرانجام، با تأکید بر این که رفع این کاستیها با تغییر ساختار یا تغییر در ساختار سازمانی دانشگاهها امکانپذیر است و تغییر ساختار نیز عموماً با بارمالی و گاه با تنش اجتماعی همراه است، تغییر تدریجی ساختار در نظام را توصیه می کند.