تأثیر بورخس بر گلشیری: بررسی تطبیقی برخی مؤلفههای پستمدرن در آثار بورخس و گلشیری
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر، رفسنجان، ایران
2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر، رفسنجان، ایران
3 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه ولی عصر، رفسنجان، ایران
doi
10.22103/jcl.2021.16400.3143چکیده
با ورود ایران به قرن بیستم و گسترش ترجمۀ آثارادبی از دیگرکشورها، نویسندگان ایرانی هرچه بیشتر با نویسندگان و فنون نویسندگی معاصرجهان آشناگشتند، از آنان تأثیرپذیرفتند و برخی از شیوههای آنان را در آثارخویش به کارگرفتند و بعضاً بومی ساختند. ازاینرو ضرورت مطالعۀتطبیقی ادبیات درایران نیز، پدیدآمد. همچنین از دیگرمظاهرعصرجدیدگذر از گفتمان مدرنیسم به پستمدرنیسم بوده است. نویسندۀ آرژانتینی بورخس ازپیشگامان این دورۀگذار است که برنسلی از نویسندگان درسراسرجهان تأثیرگذاشته است. در ایران نیز بورخس ازطریق اعضای انجمن ادبی جنگ اصفهان معرفی شد. یکی ازاعضای آن نویسندۀ معاصرایرانی هوشنگ گلشیری بود که مقالهای هم دربارۀ بورخس منتشرکرد.یکی از زمینههای پژوهش در ادبیات تطبیقی تاثیر ادبیات ملت ها بریکدیگر است مقالۀ حاضر درچارچوب بایستههای ادبیات تطبیقی، با بررسی برخی مؤلفههای پستمدرن، درصددپاسخ به این پرسش است که گلشیری تا چه میزان متأثر از بورخس بوده است و این تأثیرپذیری درچه مواردی مشهوداست؟ در این راستا داستانهای «شب شک» و «شازده احتجاب» از گلشیری و «مضمون خائن و قهرمان» و «کتابخانۀ بابِل» از بورخس مورد بررسی قرار گرفت و مؤلفههای پستمدرنِ «عدم-قطعیت»،«اقتباس» و «وجودشناسی» در داستانهای هر دو نویسنده یافت شد.آنچه میتوان گفت این است که گلشیری در اوان فعالیت حرفهای خویش با بورخس آشناگشته، از آن تأثیر پذیرفته و بحث دربارۀ آثار بورخس در حلقۀ ادبی پیرامونش بهطورجدی مطرح بوده است.