واکاوی هنرسازة فاوامیزی در اشعار احمد شاملو و آدونیس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس بوشهر، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
doi
10.22103/jcl.2021.15816.3065چکیده
فاوامیزی به عنوان شگردی ادبی که به شکستن سنتِ ازدواجِ درون خانوادگی واژگان و ایجاد شبکههای جدید همنشینی منجر میشود، نقش بارزی در زیبایی و انسجام ساختاری متون ادبی دارد. از آنجا که واژگان در اثر همنشینی مداوم با یکدیگر اثربخشی خود را از دست میدهند؛ لذا برای اثربخشی میتوان با عدول از هنجارهای حاکم بر زبان معیار، واژگان را از یک خانواده انتخاب کرد و در کنار خانوادهای دیگر قرار داد تا به برجستهسازی ادبی و گشودن آفاقی جدید و نیز تأثیر بر مخاطب بینجامد. باری، این هنرْسازه به گونهای بارز در شعر احمد شاملو (1379-1304) و آدونیس (1930) شاعر نوگرای سوری، آشکار است. این پژوهش، براساس روش توصیفی- تحلیلی، مصادیق مشابه و برجستة فاوامیزی، کارکرد و دلالتهای آن را در اشعار این دو شاعر تحلیل و بررسی میکند. از این رهگذر وجود این هنرْسازه در قالب ترکیبهایی که از امتزاج دو خانوادة متفاوت طبیعی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و ماورائی پدید آمدهاند، قابل تأمل است. این دو شاعر در اشعارشان فضاهای بسیاری از فاوامیزی را به نمایش گذاشتهاند، ولی غالبا یک سویة این ترکیبها را از طبیعت برگزیدهاند. به نظر میرسد که این پیوند تنگاتنگ با طبیعت و مظاهر آن که با ظرفیتهای هنری طبیعت شکل گرفته، بستری مناسب را برای تصویرسازی تجربهها و اندیشههای آنها فراهم آوردهاست.