بازخوانی کارکرد اسطوره در اشعار فارسی و عربی با تکیه بر اشعار شاملو و البیاتی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران

4 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.

doi
10.22103/jcl.2021.17642.3285
چکیده

اسطوره‌ و ادبیات به سبب دارا بودن خاستگاه مشترک؛ یعنی نشأت گرفتن از ناخودآگاه آدمی، با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند. همانگونه که اسطوره از ظرفیت ادبیات به‌ویژه شعر برای استمرار حیات خود استفاده می‌کند، شاعران نیز از ظرفیت اسطوره اغلب برای غنا و زیبایی اشعار خویش بهره می‌گیرند؛ اما کارکرد اسطوره در ادبیات تنها معطوف به عنصر زیبایی‌شناختی نیست. شاملو در شعر فارسی و البیاتی در شعر عرب نمونه دو شاعری هستند که با آگاهی از ظرفیت اسطوره‌ها، با تکیه بر تجربه‌های زیستی مشترک به کارکرد سیاسی و اجتماعی اسطوره‌ها، در کنار کارکرد زیبایی و ساختاری در شعر نیز توجه کردند. این مقاله به شیوۀ توصیفی – تحلیلی به کارکرد اساطیر در شعر این دو شاعر می‌پردازد. از نتایج این پژوهش تطبیقی برمی‌آید که اگرچه این دو شاعر معاصر در کاربرد اساطیر همانندی‌هایی دارند، اساطیر در اشعار شاملو از کمیت و کارکرد متنوع‌تری در قیاس با اشعار البیاتی برخوردار است. نوآوری‌های شاملو در بازآفرینی اسطوره‌ها در مقایسه با اشعار البیاتی آشکار است؛ درحالی که البیاتی بیشتر از اسطوره برای بازنمایی جامعة عرب و موقعیت خود در آن جامعه استفاده کرده‌ است؛ شاملو با بازخوانی اسطوره‌ها، به ماهیت یا کارکرد معرفت‌شناسانة اساطیر توجه کرده و تلاش کرده از رهگذر آن، جهان‌بینی ایرانی و انسان معاصر را بازنمایی کند.