بررسی تطبیقی رمان ده سرخپوست کوچک و رمان الفبای مرگ از منظر روان شناسی جنایی
نویسندگان
1 استادیار گروه ادبیات نمایشی دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ادبیات نمایشی دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22103/jcl.2021.17083.3210چکیده
در این مطالعه تطبیقی دو رمان ده سرخپوست کوچک از آگاتا کریستی و الفبای مرگ از مهرداد مراد را از منظر روانشناسی جنایی بررسی میکنیم. داستانهای پلیسی کریستی، به دلیل دقت، ظرافت و توانایی خاص این نویسنده انگلیسی در طراحی معمای جنایی و ترسیم روانشناسانه شخصیت قاتل، از ظرفیت مناسبی برای تحلیل و بررسیهای روانشناسانه و جرمشناسانه برخوردارند. رمان الفبای مرگ مهرداد مراد نیز دارای وجوه اشتراک و درونمایهای تقریبا مشابه با ده سرخپوست کوچک است. در این مقاله، با روشی توصیفی_تحلیلی و با توجه به شرایط روانی بزهکار و بزه-دیده، به بررسی جرمشناسانه این دو اثر ادبی جنایی میپردازیم و تلاش میکنیم با نگاهی روانشناسانه و با استناد به نظریه «فنون خنثیسازی» دیوید ماتزا و گرشام سایکز، که از نظریه های مرتبط با روانشناسی جنایی هستند، به مطالعه در مورد علتشناسی ارتکاب جرم در هر دو بپردازیم. در انتها شخصیتهای زن اصلی هر دو اثر را از لنز بزهدیده شناسی و نیز بزهکاری مورد بررسی تحلیلی قرار میدهیم. یافته های پژوهش بیان میدارد که دو نویسنده ژانر جنایی در یک موضوع تقریبا مشابه وجوه مختلفی از علت شناسی جرم و نیز خصوصیات بزهکار و بزهدیده را مورد توجه قرار دادهاند.