بررسی تطبیقی «حال» در نحو عربی و برابرهای معنایی و نقش های معادل آن در دستور زبان فارسی
نویسندگان
1 گروه آموزشی زبان و ادبیّات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران
2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
3 گروه آموزشی زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
4 گروه آموزشی زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.22103/jcl.2021.2876چکیده
«حال» و اقسام مختلف آن (مفرد، جمله و شبه جمله) یکی از نقشهای پرکاربرد در متنهایی است که به زبان عربی نگاشته میشوند. اگر هنگام ترجمۀ متون عربی به فارسی، معادل دقیقی برای این نقش نحوی بیابیم، هم اصل پیام رسانی (پیام موردنظر نویسنده) از زبان مبدأ به زبان مقصد به درستی صورت میپذیرد و هم معنای جملۀ مورد نظر برای مخاطب در زبان مقصد، رساتر و قابل فهمتر خواهد بود. مسئلۀ ما در پژوهش حاضر این است که وقتی این متنها به زبان فارسی ترجمه میشوند، انواع حال در زبان عربی چه معادلهایی در زبان فارسی پیدا میکنند و چه نوع کلماتی در فارسی میتوانند جایگزین مناسبتری برای آنها باشند؟ این پژوهش نشان میدهد که ترجمۀ حال مفرد از عربی به فارسی، منحصر به قید حالت نیست؛ بلکه به صورتهای متمّم قیدی، جمله، مسند، متمّم فعل، فعل، مفعول و مضافٌ الیه نیز ترجمه میشود. برابرهای فارسی جملات حالیۀ عربی نیز غالباً جمله های وابسته هستند که در صورت تأویل، نقشهای گروه قیدی، صفت بیانی، فعل و مفعول را میپذیرند. با وجود اینکه ترجمۀ نقش نحوی حال به صورت قید در زبان فارسی کاربرد و بسامد بیشتری نسبت به سایر نقشهای جمله در این زبان دارد، امّا هنگام ترجمه میتوان بر اساس نوع متن، پیام مورد نظر نویسنده و ساختار جمله، سایر نقشهای مذکور را نیز به کار برد و از ظرفیّتهای بالقوۀ زبان فارسی در برگردان سازههای نحوی جملات عربی استفاده کرد.