تطبیق شخصیت «حاجی‌فیروز» در فرهنگ عامۀ ایران و کهن‌الگوها بر پایۀ نظریات یونگ

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه گیلان

2 گروه موسیقی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

doi
10.22059/jis.2022.344638.1122
چکیده

ظهور پیام‌آوران بهاری در میان نشانه‌های سال جدید فرهنگ ایرانیان اهمیت ویژه‌ای دارد. سال‌هاست «حاجی‌فیروز» به‌عنوان پیک بهاری شهرها، به‌ویژه شهر تهران، شناخته شده‌است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی ویژگی‌های شخصیت حاجی‌فیروز و خوانش کهن‌الگویی از او با استناد به نظریات روان‌شناختی یونگ است. در مباحث مربوط به روان‌کاوی و روان‌شناسی شخصیت یونگ، از مبحثی با عنوان «کهن‌الگوها» یاد می‌شود. این عناصر با آنکه در ضمیر ناخودآگاه جمعی انسان‌ قرار دارند، نشانه‌هایی در خودآگاه بروز می‌دهند که سبب شناخته شدن نوع کهن‌الگو می‌شود و این شناخت خوانش نمادها و رمزورازهای ذهن و طبیعت را برای بشر ممکن ساخته‌است. در این پژوهش، با در نظر گرفتن ویژگی‌ها و نمادها و نشانه‌های حاجی‌فیروز، به مقایسۀ آن با کهن‌الگوهای یونگ پرداخته شده‌است. تحقیق حاضر در تلاش است به این پرسش‌ها پاسخ دهد: دلیل تداوم حیات حاجی‌فیروز چیست؟ شخصیت حاجی‌فیروز چقدر با چهارچوب کهن‌الگوهای یونگ هم‌پوشانی دارد؟. طبق یافته‌های تحقیق حاضر، بیشترین تطبیق حاجی‌فیروز و کهن‌الگوهای یونگ را می‌توان در کهن‌الگوی «خویشتن» جست‌وجو کرد؛ ویژگی‌هایی چون تکرارشوندگی، نماد هندسی ماندالا و ارتباطش با دایرۀ زنگی، نماد حیوانی مار و جاودانگی و ارتباط آن با کلاه حاجی‌فیروز، ویژگی جمع اضداد و تقابل‌های دوگانه، در این مورد تأمل‌برانگیز هستند. نگاه دقیق به شخصیت حاجی‌فیروز و زمان حضورش در جامعه و پیامی که دارد نشان می‌دهد که وی نیز مانند توصیفاتی که یونگ از کهن‌الگوی خویشتن و همچنین مشخصات کلی اساطیر دارد، مطابقت دارد و با گذر از دنیای کهن‌الگوهایی چون «آنیما» و «سایه» و «نقاب»، به کهن‌الگوی خویشتن و جایگاه فردیت دست یافته‌است. این مطالعه نشان می‌دهد حاجی‌فیروز می‌تواند در چهارچوب علمی اسطوره قرار ‌گیرد و به همین دلیل است که با وجود تحولات عمیق فرهنگی و سیاسی در طول تاریخ، در ضمیر ناخودآگاه جمعی ایرانیان حیات داشته و بروزش در جهان عینی فرهنگ ایرانی تاکنون ادامه یافته‌است. گردآوری اطلاعات در این پژوهش به‌صورت کتابخانه‌ای است که با رویکردی کیفی و به شیوة تحلیلی ـ توصیفی انجام شده‌است.