ارائه نظریه نوین انسان چهارم و سوژه لزج: هملت و تیمبوکتو در بوته نقد مطالعات بین رشته‌ای

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات انگلیسی، پردیس بین المللی کیش دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبانهای خارجه، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

doi
10.22059/jor.2019.290544.1905
چکیده

 تقابل دکارتی و استعلای کانتی، تفارق ادبیات و فلسفه را که افلاطون مبدع آن بود؛ تشدید کرد، اما ادبیات به هیچ تقابل، حقیقت یا دانشی آلوده نشد. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش مطالعات بین رشته‌ای نشان‌دهد که چگونه خوریسموس افلاطونی، رابطة متقابل این دو خواهرخوانده، یعنی فلسفه و ادبیات را تیره و تار کرده‌است. نگارندگان دیدگاه فلسفی جدیدی را ذیل عنوان انسان چهارم و سوژة لزج ارائه می‌دهند که در آن ادبیات هرگونه سوژه‌ مندی و کیفیت بازنمایی را رد می‌کند. هدف مقالة حاضر ارائه انسانی در سپهر ادبیات با رویکرد اخلاقی در فرودین­ترین لایه‌های جامعه است. در عصر رنسانس است که انسان چهارم با حضور بی‌وزن‌ خود به‌صحنه می‌آید و با سوژه‌زدایی یا سوژة لزج اعلام وجود کرده و دوکسای افلاطونی را به‌ایقان تبدیل می­کند. برای این منظور هملت و تیمبوکتو انتخاب شده‌اند تا صیرورت انسان چهارم از دوران رنسانس به‌این سو بررسی شود.