تحلیل روانکاوانۀ اشعار آرمانی سیمین بهبهانی و غادهالسمان بر مبنای نظریه کارن هورنای
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران،
4 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
doi
10.22103/jcl.2021.16891.3193چکیده
نقد روانکاوانه برای اوّلین بار توسط زیگموند فروید بنیانگذاری شد. پس از وی شماری از متفکران روانشناس و روانکاو همچون کارن هورنای، کارل گوستاو یونگ، آلفرد آدلر با دیدگاههای روانشناسانۀ خود به مطالعۀ ادبیات پرداختند، بر این اساس نقد روانشناختی پدید آمد. آنها کوشیدند متن ادبی را با نگاهی روانشناسانه بررسی کنند و ضمیر ناخودآگاه و ناهوشیار شاعر یا نویسنده را بر طبق مفاهیم نظری روانشناسی کشف کنند.آرمانشهر دنیایی است که زاییدۀ فکر اخلاقگرای شاعران، هنرمندان، نویسندگان و اندیشمندان و همچنین حاصل بروز احساسات و عواطف آنان نسبت به خود و جامعۀ خود است و از سوی دیگر نشانگر احساس تعهد و رسالت اجتماعی آنان می باشد. اندیشههای آرمانگرایانه که نقطۀ مقابل رئالیسم است، نخستین بار توسط افلاطون مطرح شد. این اندیشهها، دفاعی در برابر سختیهای روزگار، رنجها و مرارتهایی بود که بشر متحمل شده است. در این پژوهش اشعار آرمانی سیمین بهبهانی و غادهالسمان با توجّه به نظریۀ کارن هورنای مورد بررسی قرار گرفته است. بررسیها نشان میدهد که هر دو شاعر اشعار آرمانی را دست مایۀ مطلوبی برای بیان انزواطلبی خویش که از شیوههای دفاعی در نظریۀ اضطراب اساسی کارن هورنای است، قرار دادهاند.