بررسی تطبیقی اشعار سهراب سپهری و پل ورلن از منظر امپرسیونیسم

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق، نراق، ایران.

doi
10.22103/jcl.2021.15905.3080
چکیده

مکتب امپرسیونیسم که زیرمجموعۀ مدرنیسم است، تنها یک سبک نقاشی نیست بلکه رویکردی نوین به زندگی دارد که تداعی‌گر آراء فلاسفۀ پدیدارشناس اواخر قرن نوزدهم است. هنرمندان مکتب امپرسیونیسم با زیرساخت فلسفی پدیدارشناسانه اغلب تجربه را به صورت تجربۀ فردی بازنمایی می‌کنند. این تجربۀ فردی نه تنها از شخصیت هنرمند که از سنّت‌ها و باورهای سرزمین او نشأت می‌گیرد. (بنابراین) بررسی آثار هنری این مکتب از سرزمین‌های مختلف می‌تواند بیانگر شباهت‌ها و تفاوت‌ها در احساس و ادراک مردمان آن سرزمین‌ها باشد. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی به مقایسۀ جلوه‌های مکتب امپرسیونیسم در اشعار سپهری و پل ورلن می‌پردازد. سپهری پیش از شاعری، این مکتب را در نقّاشی‌های خود تجربه کرده و پل ورلن در محافل هنری با آن آشنا شده است. تأثیرپذیری از عوامل محیطی چون نور، هوا و رنگ، شعر این دو هنرمند را به فضای نقاشی‌های امپرسیونیستی می‌برد. ویژگی‌هایی مانند آشنایی‌زدایی، درک لحظه‌ای زندگی، بازی با رنگ و نور، تصاویر ناتمام، پیوند طبیعت و مدرنیته و ... در شعر این دو شاعر با اندکی تفاوت دیده می‌شود. این مقایسه، تفاوت نگاه دو شاعر را به جهان، هنر و مکتب امپرسیونیسم نشان می‌دهد. سپهری این مکتب را دستاویزی قرار داده برای بیان مفاهیم عمیق انسانی در حالی‌ که پل ورلن تنها از نظر ساختار به این مکتب پای‌بند است. این تفاوت از سویی ریشه در میزان تأثیر تجربۀ نقّاشی امپرسیونیستی در شعر دارد و از سوی دیگر به ذات شرقی این مکتب برمی‌گردد.