واکاوی ماهیت میلیتاریسم ایران دوره پهلوی اول
نویسندگان
doi
10.22034/irs.2025.533349.1291چکیده
یکی از پدیدههای اجتماعی مهم و تأثیرگذار در دوره پهلوی اول، میلیتاریسم است؛ مفهومی که اغلب بهصورت تقلیلگرایانه، همارز با جنگافروزی یا توانمندی نظامی تلقی شده و در بیشتر مطالعات موجود، تنها به بخشی از ابعاد آن پرداخته شده است. پژوهش حاضر، واکاوی ماهیت میلیتاریسم در دوره پهلوی اول را مسئله و پرسش اصلی خود قرار داده و در مقام فرضیه، آن را «میلیتاریسم به مثابه امر اجتماعی» تعریف میکند؛ یعنی مجموعهای از سیاستها و اقدامات اجتماعیِ فرایندمحور ناظر به غیر، که در آن اصلاحات نظامی بهعنوان ابزاری برای تحقق اهداف اجتماعی به کار گرفته میشود. این مطالعه، برای سامانبخشی به ادعای خود، صرفاً بر بخشی از فرایند اجتماعی استفاده از تحولات نظامی ــ یعنی مرحله «روایتسازیها» ــ متمرکز شده و برای تشریح فرضیه خود، از مفهوم «سازههای تهدید ترجیحی» بهره گرفته است. یافتههای این پژوهش کیفی-تفسیری، که با روش جامعهشناسی تاریخی انجام شده، نشان میدهد: مشروعیتی که از طریق روایتسازیها پدید آمد ــ روایاتی که کودتا را نقطه آغاز تاریخ نوین ایران، اخراج قشون از سلطه اجانب را نماد استقلال، مخالفان داخلی و عشایر را مصداق فساد و بیماری، و ارتش را پیشران توسعه و عامل عبور از بحران و ناامنی معرفی میکردند ــ نقشی اساسی در بهرهگیری از ابزار نظامی برای تحقق اهداف اجتماعی ایفا کرده است.