ابعاد راهبردی همکاریهای نظامی ایران و ایتالیا در دوره حکومت پهلوی
نویسندگان
doi
10.22034/irs.2025.538805.1301چکیده
روابط نظامی ایران و ایتالیا در دوران پهلوی دوم، علیرغم آنکه کمتر در ادبیات تاریخی موردتوجه قرارگرفته، از ابعاد متنوع و قابلتأملی برخوردار بوده است. این مقاله با تکیهبر اسناد آرشیوی، به بررسی سیر تحول این روابط در دو مرحلۀ اصلی میپردازد. در مرحلۀ نخست (دهههای 1310 و 1320)، همکاریها در قالب آموزش نظامی، اعزام افسران ایرانی به ایتالیا و تعمیر ناوشکنهای نیروی دریایی ایران صورت گرفت. در مرحلۀ دوم (دهههای 1330 و ۱350)، این همکاریها ابعاد گستردهتری یافت و شامل آموزشهای تخصصی، قراردادهای تسلیحاتی، انتقال دانش فنی و مشارکت در احداث صنایع نظامی در ایران شد. مقالۀ حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از اسناد نهادهای ایرانی و غیر ایرانی و همچنین دیگر منابع کتابخانهای نشان میدهد که ایران در قالب راهبرد تنوعبخشی به تأمینکنندگان نظامی خود، ایتالیا را بهعنوان شریکی غیرمتخاصم و فاقد پیشینۀ استعماری برگزید؛ درحالیکه ایتالیا نیز در پی تثبیت موقعیت خود در بازار تسلیحاتی ایران بود. این همکاریها در بستری از منافع متقابل، گفتمان ضد کمونیستی جنگ سرد و ارادۀ سیاسی شخص محمدرضا شاه برای نوسازی نیروهای مسلح شکل گرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ایران، در راستای راهبرد نوسازی ارتش و کاهش وابستگی به قدرتهای بزرگ، از ظرفیت صنعتی و فناوری ایتالیا بهره گرفت؛ درحالیکه ایتالیا نیز با درک اهمیت ژئواستراتژیک ایران در دوران جنگ سرد، این کشور را بهمثابه بازار حیاتی تسلیحاتی و شریک صنعتی-نظامی برگزید. این مناسبات درنهایت به الگویی از دیپلماسی نظامی میان یک قدرت منطقهای و یک کشور صنعتی اروپایی بدل شد.