انقلاب اسلامی به روایت تاریخ شفاهی کارگزاران حکومت پهلوی دوم

نویسندگان
doi
10.22034/irs.2026.559743.1328
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش و درک کارگزاران حکومت پهلوی نسبت به تحولات منتهی به انقلاب اسلامی به رشته تحریر در آمده است. در این مقاله از روش تحلیل مضمون استفاده شده است تا به کمک آن بتوان الگوهای موجود در داده های تاریخ شفاهی را به شکل منظم استخراج نمود. در این روش مبانی متفاوتی برای دسته بندی مضامین وجود دارد که یافته ها بر مبنای شبکه مضامین یعنی مضمون پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی شده اند. داده های استخراج شده از مصاحبه های کارگزاران حکومت پهلوی در چهار مضمون فراگیر که نشان دهنده الگوی حاکم بر مصاحبه های آنهاست دسته بندی شده و نشان می دهد که تحلیل غلطی از تحولات انقلابی در ذهن کارگزاران وجود داشت و آنها تا آخرین روزها متوجه گذر جامعه از حکومت مطبوع خود نشدند. اینان بعد از خروج از کشور نیز درک درستی از تحولات بروز نداده و مترصد سقوط نظام جمهوری اسلامی در کوتاه مدت بودند هر چند که خود آنها از بازگشت مجدد سلطنت به ایران ناامید بودند. فهم درست و دقیق تحولات سیاسی اجتماعی نزد کارگزاران مهم ترین رکن برای حکمرانی صحیح می باشد. در صورت فقدان چنین درکی حاکمیت قادر به فهم درست مسائل خود و سیاست گذاری جهت حل آنها نخواهد بود در نتیجه حکومت از تحولات جامعه عقب می ماند.