درنگی در چیستی و مبانی «صلح قهری» در فقه امامیه

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی،دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی ، دانشکده الهیات ، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

3 استاد گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی ، دانشکده الهیات ، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

doi
10.22067/jfiqh.2023.80190.1503
چکیده

در متون فقهی، از نهادی به نام «صلح قهری» یاد شده که نیازمند واکاوی است. صلح قهری که به‌معنای الزام شرعی و قانونی دو طرف نزاع یا مردّد بر سازش اجباری است ردّ پایی در بسیاری از ابواب فقه مانند ودیعه، شرکت، بیع، خمس، قصاص و... دارد. در زمینۀ صلح قهری دو مسئلۀ مهم وجود دارد: نخست، چگونگی جمع میان اجبار با لزوم تراضی در عقود و دوم، تحلیل مبانی این نهاد فقهی و حقوقی است. در نوشتۀ حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی تدوین شده در چیستی صلح قهری سه رهیافت را پی گرفته است: نخست، عقدبودنِ همۀ مصادیق؛ دوم، حکم شرعی‌بودنِ الزام به تصالح؛ سوم، متفاوت‌بودن در مبادی صلح قهری و تفکیک میان مصادیق مختلف است که دیدگاه برگزیده محسوب است؛ به این معنا که در برخی موارد، الزام به تصالح به‌مثابۀ یک حکم شرعی مطرح است و در بعضی دیگر، اجبار حاکم و در برخی نمایندگی حاکم در اجرای صیغۀ صلح. این امور، مناشئ صلح‏اند و بیانگر ماهیت آن نیستند. چیزی که در همۀ مصادیق صلح قهری وجود دارد، مصلحت رفع تنازع و خروج از بلاتکلیفی است که بر پایۀ اموری چون حسم مادۀ نزاع، رعایت احتیاط و اجرای انصاف استوار است.