برهمکنش آهن و سیلیسیم بر برخی از صفات بیوشیمیایی نخودفرنگی (Pisum sativum cv. Wando) در شرایط گلخانهایی
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسیارشد فیزیولوژی و اصلاح سبزی گروه علوم و مهندسی باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه، مراغه، ایران
2 استادیار فیزیولوژی و اصلاح سبزی گروه علوم و مهندسی باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه، مراغه، ایران
3 استادیار فیزیولوژی و اصلاح سبزی گروه علوم و مهندسی باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه، مراغه، ایران
4 استادیار زیستشناسی گروه زیستشناسی سلولی و مولکولی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه، مراغه، ایران
doi
10.22069/jopp.2020.16265.2475چکیده
ه برهمکنش آهن و سیلیسیم بر برخی از صفات بیوشیمیایی نخودفرنگی (Pisum sativum cv. Wando) در شرایط گلخانهایی چکیدهسابقه و هدف: نخودفرنگی گیاهی علفی، یکساله و دارای طول عمر کوتاه و با نام علمی L.) Pisum sativm) که بهترین نتیجه را در آب و هوای خنک میدهد. هر چند وجود برخی فلزات سنگین همچون آهن، در محلول غذایی یا خاک برای رشد طبیعی گیاهان ضروری می-باشد غلظتهای زیاد این عناصر از طریق افزایش رادیکالهای آزاد سمی و القا تنش اکسیداتیو میتواند عاملی برای بازدارندگی رشد و ایجاد علایم سمیّت گردد. از طرف دیگر سیلیسیم میتواند باعث افزایش تولید و کیفیت محصولات در شرایط تنش ناشی از سمیّت فلزات سنگین از قبیل آهن، منگنز و آلومینیوم در گیاهان شده و بر تحریک تولید برخی آنزیمهای آنتیاکسیدانی و فتوسنتز تاثیر مثبت می گذارد. در این پژوهش اثرات سیلیسیم در حضور مقادیر مختلف آهن بر فعالیت برخی خصوضیات بیوشیمیایی در نخودفرنگی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کاملاً تصادفی با کاربرد سیلیسیم در سه سطح (0، 14 و 28 میلیگرم بر لیتر) از منبع متاسیلیکات سدیم (Na2SiO3.5H2O) و آهن در سه سطح (05/0، 1/0 و 3/0 گرم بر لیتر) از منبع کلات آهن با سه تکرار در شرایط گلخانهایی اجرا گردید. محلول غذایی مورد استفاده، محلول هوگلند تغییر یافته بود که، مقادیر یاد شده سیلیسیم و آهن به آن اضافه شده و سپس مصرف گردید. صفات بیوشیمیایی همچون کلروفیل کل، پروتئین محلول کل، میزان مالوندیآلدهید (MDA)، غلظت پراکسیدهیدروژن و فعالیت ویژه آنزیمهای کاتالاز (CAT)، گایاکول پراکسیداز (GPX) و آسکوربات پراکسیداز (APX) مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد که اثرات برهمکنش بین آهن و سیلیسیم بر کلروفیل کل، پروتئین، پراکسید هیدروژن، CAT و APX معنیدار شده است. با افزایش غلظت آهن میزان کلروفیل و پروتئین کاهش پیدا کرده اما سیلیسیم باعث افزایش آنها شده است و به عبارت دیگر با کاربرد سلیسیم اثرات تنش ایجاد شده توسط غلظت بالای آهن تقلیل پیدا کرد. در برهمکنش آهن و سیلیسیم بر میزان پراکسید هیدروژن، آهن باعث افزایش و سیلیسیم باعث کاهش آن در تمامی سطوح تیمارها شده است. هر دو تیمار آهن و سیلیسیم باعث افزایش فعالیت آنزیمهای CAT و APX شده است. از طرف دیگر اثرات متقابل تیمارها بر روی صفات فعالیت ویژه GPX و مالوندیآلدهید معنی دار نبود بلکه اثرات ساده آهن و سیلیسیم باعث تغییرات معنیدار در آنها شدند به طوری که آهن در هر دو باعث افزایش شده ولی سیلیسیم باعث کاهش مالوندیآلدهید و افزایش GPX شده است.نتیجهگیری: بر اساس نتایج مشاهده شده می توان گفت که غلظت های بالای آهن در گیاه نخود فرنگی، همچون اکثر گیاهان باعث افزایش تنش اکسیداتیو شده و سیلیسییم تا حدودی اثرات مخرب این نوع تنش را کاهش داده است. پس می توان از سیلسیم به عنوان یک عنصر مفید در کاهش تنشهای زیستی و غیرزیستی مورد مطالعه و استفاده قرار بگیرد. بر اساس این پژوهش میتوان گفت آهن با غلظت 1/0 گرم بر لیتر و سلیسیم با غلظت 28 میلیگرم بر لیتر بهترین اثر را در بهبود برخی ویژگیهای بیوشیمیایی نخودفرنگی داشته است.