طبیعت و کارکردهای آن در دستگاه فکری فریدون مشیری و پل الوار
نویسندگان
1 هیئت علمی دانشگاه
2 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر (عج)
3 دانشگاه ولی عصر(عج)
doi
10.22103/jcl.2020.15489.3019چکیده
فریدون مشیری(۱۳۷۹-۱۳۰۵ش) و پل الوار(۱۹۵۲-۱۸۹۵م) در عرصة ادبیات ایران و فرانسه از شاعران نوپرداز شمرده میشوند که زمانة زندگی آنها از دیدگاههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، همسانیهایی داشته و این عامل در نهایت به تولید آثار و اندیشههای مشابهی منجر شده-است. یکی از وجوه اشتراک این دو شاعر، طبیعتگرایی است. حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر این دو شاعر، عاملی تأثیرگذار در پویایی شعر آنان بودهاست. چگونگی توجّه شعرای یاد شده به طبیعت و مؤلّفههای آن موضوع این پژوهش است. هدف اصلی پژوهش، بیان نقش عناصر طبیعت در ادبیّت کلام و کارکرد آنها در القای اندیشههای فریدون مشیری و پل الوار است. حاصل پژوهش نشان میدهد که شعرای یاد شده عمدهترین تصاویر شعری خود را با الهام از طبیعت و عناصر آن سروده و لحظاتی را به تصویر کشیدهاند که میتوان از آن، دو برداشت متفاوت ارائه داد: اول بیان حالات روحی و رسیدن به پویایی و بازجست من شاعر و دوم شرح حقیقتی خلاف عادت برای شگفتیآفرینی و ایجاد پیوند بین روان انسان و عوالم فراسویی. با این توضیح که تصاویر شعری پل الوار در پیوند با طبیعت درهم تنیده است و این درهمآمیختگی موجب شگفت-انگیز شدن تصویر میشود. در این فرایند تصویرسازی، شاعر تلاش دارد به عناصر شعری، هوّیتی دیگر ببخشد و بدینگونه خواننده به دریافتهای نویی دست یابد.