تصویرشناسیِ فرهنگِ ایرانی عصر قاجار در سفرنامۀ دروویل

نویسندگان

1 گروه آموزشی زبان و ادبیّات فارسی - دانشکده علوم انسانی - دانشگاه بجنورد - بجنورد - ایران

2 گروه آموزشی زبان و ادبیّات فارسی - دانشکده علوم انسانی - دانشگاه بجنورد - بجنورد - ایران

doi
10.22059/jis.2021.329218.1022
چکیده

موضوع این مقاله بررسی فرهنگ ایرانی در سفرنامۀ دروویل، مستشار نظامی عهد فتح‌‌علی‌شاه، است. در پژوهش حاضر، نخست گزارش‌های نویسندۀ فرانسوی در سه سطحِ «انگاره‌های مثبت»، «انگاره-های منفی» و «انگاره‌های خنثی (بی‌طرف)» طبقه‌بندی شده‌ و سپس ذیل هر طبقه به تحلیل تصویرهای ارائه‌شده بر اساس مؤلّفه‌های همسان‌پنداری، متناقض‌گویی، تعمیم‌دهی کلّی‌نگری و بزرگ‌نمایی- که از مشخّصه‌های بارز «رویکرد تصویرشناسی» است- پرداخته‌ شده‌است. تصویرشناسی که یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است، ماهیّتی بینارشته‌ای دارد و از این جهت با مطالعات فرهنگی در ارتباط است. کاربست این رویکرد در خوانش سفرنامه‌ها از این جهت اهمّیّت دارد که در پرتو آن می‌توان فرهنگ «بومی» (خودی) را از چشم‌انداز «دیگری» نگریست. به این ترتیب دو پرسش اصلی نوشتار حاضر از این قرار است: چه جنبه‌هایی از فرهنگ ایرانی در عصر قاجار مورد توجّه یک مستشار نظامی فرانسوی بوده‌است؟ این تصاویر فرهنگی چگونه در سفرنامۀ مذکور منعکس شده‌است؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر رویکرد تصویرشناسی در ادبیات تطبیقی انجام شده‌است. یافته‌های تحقیق بیانگر این است که عناصر فرهنگی به همان صورت اصلی در این سفرنامه بازتاب نیافته‌است؛ بلکه این تصاویر در واقع شکل دگردیسی‌یافتۀ داده‌های اوّلیّۀ نویسنده می‌باشد که از کانال ایدئولوژی‌های مختلف گذشته است. تصویرسازی‌های فرهنگی دروویل بعضاً متأثر از انگاره‌های غربی- اروپایی و روابط بینامتنی و غالباً برگرفته از جغرافیای فرهنگی طبقاتی از جامعۀ عصر قاجار بوده که وی با آن‌ها تعامل داشته‌است.واژه‌های کلیدی: تصویرشناسی، سفرنامه، دروویل، فرهنگِ ایرانی، عصر قاجار.دیدن تصویر فرهنگیِ «خود» در آیینۀ سفرنامه‌های «دیگری» دریافت تازه و متفاوتی از تاریخِ حیات فرهنگی دوره‌هایی را در اختیار می‌گذارد که دسترسی به آن‌‌ها امکان‌پذیر نیست و درک چگونگیِ آن بافت فرهنگی با تکیه بر نوشتارهای خودی، چندان موثّق، قابل اعتماد و استناد نخواهدبود. با اینکه امکان نگرش‌های مغرضانه در سفرنامه‌های سفیران و مسافران اروپایی نسبت به ایران قابل انکار نیست، امّا به دو دلیل در مطالعات فرهنگی ارزشمند به شمار می‌روند: نخست اینکه جزء منابع دست‌اوّل هستند؛ زیرا حاصل دیده‌ها و شنیده‌های شخصِ مؤلّف است و دیگر اینکه فاقد سلطۀ دستگاه سانسور یا خودسانسوری هستند.