بیان «آیرونیک» یا طنزآمیز در دیوان ناصرخسرو و آثار برادران شلگل
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد تهران مرکز. ایران. تهران
2 ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم اجتماعی، آزاد تهران مرکز، تهران، ایران
3 ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم اجتماعی، آزاد تهران مرکز، تهران، ایران
doi
10.22103/jcl.2020.13568.2821چکیده
ایران و آلمان دو کشوری هستند که تاریخ و سنتهای فکری و ادبی پرباری دارند. هردو در دوران شکوفایی مکاتب فکری؛ خواه دینی و خواه فلسفی، ادبا و متفکران برجستهای را در دامان خود پروراندهاند. مطالعة تطبیقی آثار اندیشمندان این دو کشور میتواند ابعاد مختلفی از شباهتها و تفاوتهای این دو فرهنگ را نشان دهد. بهاین منظور دو اندیشمند و ادیب برای مطالعۀ تطبیقی انتخاب شدند: ناصرِخسرو (394 -481 ه.ق) و فردریش شلگل (1772-1829م). اما از آنجایی که عموماً نام برادران شلگل بهعنوان همکار و همفکر باهم میآید، آگوست ویلهلم ( 1767- 1845م) هم بهاین پژوهش اضافه شد. شیوۀ بیانی ناصرخسرو در طنزآوری با روش فردریش در کتاب «قطعات» شباهتهایی دارد اما بیان آگوست ویلهلم بهگونهای دیگر است. این پژوهش در پی آن بوده که با مطالعه و قیاس آثار شاخص آنان، چگونگی استفادۀ آنها از بیان آیرونیک و طنزآمیز در برابر مخالفان و نیز مصادیق آن را در آثارشان نشان دهد. آیرونی(irony) نوعی بیان غیرمستقیم و طنزآلود است که مؤلف میکوشد به وسیلۀ آن، دو یا چند وجه گوناگونِ یک امر را بنمایاند. قیاس آثار ناصرخسرو و برادران شلگل نشان میدهد که جهان بینی آنها که متأثّر از مکاتب فکریشان بوده، تا چه حد بر روش بیان آنها در طنزپردازی تأثیر داشتهاست. این پژوهش با مطالعۀ کتابخانهای، فیش برداری و بهصورت توصیفی- تحلیلی انجام شدهاست.