ماهیت و آثار درج شرط بیفایده در قراردادها
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه تهران (دانشکدگان فارابی)، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه تهران (دانشکدگان فارابی)، تهران، ایران
3 دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه تهران (دانشکدگان فارابی)، تهران، ایران
doi
10.22067/jfiqh.2024.84526.1648چکیده
شرط بیفایده ازجمله شروط باطل و غیرمبطل عقد است که در بند 2 مادۀ 232 قانون مدنی بدان اشاره شده است؛ اما در قانون، ملاک بیفایدهدانستن شرط، تعریف، مصادیق، مبانی و ضمانتاجرای درج آن در قرارداد بهطور صریح مشخص نشده است. ازآنجاییکه میان صاحبنظران علم حقوق در رابطه با ایجاد یا عدمایجاد حق فسخ در فرض درج شرط بیفایده اختلاف است، بررسی این موضوع بسیار حائز اهمیت است؛ چراکه اگر برای مشروطله حق فسخ وجود داشته باشد وی حق انحلال عقد اصلی را خواهد داشت. در این پژوهش با استفاده از شیوۀ توصیفیتحلیلی و بهرهگیری از نظریات حقوقدانان و فقهای امامیه مشخص میشود که شرط بیفایده، شرطی است که نه باعث سود و نه علت دفع ضرر بالقوه برای مشروطله یا ثالث باشد و منظور از نفع، لزوماً سود مالی نیست؛ بلکه معنویبودن نفع نیز آن را از شمار شروط بیفایده خارج میکند. در شناسایی این شرط باید از معیار نوعی-شخصی استفاده کرد و ضمانتاجرای درج شرط بیفایده این است که اگر از ابتدا بیفایده باشد، حق فسخ ایجاد نمیشود و اگر از میانۀ راه اجرای آن بیفایده شود و در ارزش اقتصادی قرارداد اثرگذار باشد، سبب ایجاد حق فسخ است.