نقد تخصیص توارث در مرگهای مجهولالزمان به غرقی و مهدومعلیهم (بر پایۀ مناسبات لفظی اخبار)
نویسندگان
1 دانشیار گروه فقه ومبانی حقوق اسلامی، دانشکدهٔ علوم انسانی، واحد یادگار امام خمینی(ره)، دانشگاه آزاد اسلامی، شهر ری، ایران
2 دانشجوی دکتری رشتهٔ فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکدهٔ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحدعلوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد گروه الهیات و معارف اسلامی، پردیس فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22067/jfiqh.2024.85593.1695چکیده
شرط ارثبردن، احراز حیات وارث پس از وفات مورث است. افرادی که زمان مرگشان، مجهول بوده و تقدم و تأخر وفات هریک نسبت به دیگری مشخص نیست، طبق مقتضای قاعدهٔ اولیه، شرط ارثبردن را ندارند. در دو فرض غرق و هدم، این حکم استثنا شده و مجهولالزمانبودن وفات طرفین مانع توارث نیست. براساس قول فقهی مشهورتر، این استثنا باید تفسیر مضیق شود؛ اما قائلان به تعمیم عمدتاً بر پایۀ برخی مناسبات کلی عرفی -بدون تمرکز بر خصوصیات الفاظ و عبارات موجود در لسان ادله- عناوین مأخوذ در ادلۀ تخصیص را فاقد موضوعیت دانستهاند؛ ازاینرو بر پایۀ الغای خصوصیت از عناوین غرق و هدم، حکم مذکور را به موارد مشابه تعمیم دادهاند. در پژوهش حاضر که بهروش توصیفیتحلیلی به نگارش در آمده، تلاش شده با درنگ در اخبار، به کشف مناسبات لفظی موجود در لسان ادله، برای پردهبرداشتن از ملاک و تنقیح مناط پرداخته شود و از این رهگذر، تسری حکم به موارد مشابه از قبیل تصادفات رانندگی و... ممکن گردد. در این پژوهش، با قرینه قراردادن الفاظ مأخوذ در لسان ادله، موضوعیتنداشتن هدم و غرق ثابت شده است.