زاویه‌دید و کانونی‌گری در «آن روزها»ی طه حسین و «روزها»ی محمدعلی اسلامی ندوشن

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22103/jcl.2020.2536
چکیده

زاویۀ دید  یکی از مهم­ترین عناصر متون روایی است. زاویۀ دید ، جهان ­بینی نویسنده و هنرمند را نسبت به جهان، انسان و جامعه نشان می ­دهد. «آن روزها» و «روزها» که از خواندنی­ترین نمونه­ های خودزندگی­نامه ­نویسی معاصر هستند، در آستانۀ یکی از حساس­ترین ادوار تاریخی، دوران گذار از جامعۀ سنتی به دنیای مدرنیته، با دو زاویۀ دید  متفاوت تحریر شده­اند. خودزندگی­نامه ­ها غالباً با زاویۀ دید  اول ­شخص نوشته­ می ­شوند. محمدعلی اسلامی ندوشن در«روزها» از همان زاویۀ دید  معمول و متداول در خود­زندگی­نامه ­نویسی بهره می­ گیرد، اما طه حسین با زاویۀ دید  سوم ­شخص به روایت دغدغه ­های فکری و ذهنی خود و جامعه ­اش می ­پردازد. مؤلّفه ­هایی چون ادبی ـ ­زیباشناختی، ایجاد فاصلۀ هنری، روحیۀ ساختارشکنی و انقلابی و همچنین پوشاندن ضعف نابینایی در«آن روزها» و واقع­گرایی و گزارش عینی و زنده جامعۀ ایرانی و اصلاح­ طلبی نویسنده در «روزها» از مهم­ترین عوامل این گزینش می ­تواند باشد. این مقاله عوامل انتخاب این دو نظرگاه و زاویۀ دید  متفاوت و چشم ­اندازهایی را که کانون توجه این دو نویسنده بوده­ است، مورد تجزیه و تحلیل قرارمی ­دهد.