نقد روششناختی تمرکز بر متن خطابات شرعی در مقام استظهار از ادلۀ نقلی
نویسندگان
1 استاد سطوح عالی حوزۀ علمیۀ قم
2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22067/jfiqh.2024.84380.1640چکیده
فقها اصل مسلمی با عنوان «حاکمیت عرف» را در باب فهم ظواهر متون شرعی پذیرفتهاند که طبق آن، اعتبار تمامی ظهورهای ادعاشده در ادلۀ لفظیه، منوط به انطباق با فهم عرفی از متن دلیل است، لیکن بهنحو گسترده نوعی رفتار خاص در برداشت از خطاب در میانشان رواج دارد که در کتب اصولی به این شیوه و چرایی آن اشارهای نشده است. در این شیوه به خطابات شرعی که در واقع طریقیت در کشف واقع دارند موضوعیت داده شده و متن دلیل بهمنزلۀ واقعیت قانون تلقی شده است و در موارد بسیاری افراط در برداشت معانی صورتگرفته است. این پژوهش بر آن است که با روش توصیفیتحلیلی به بررسی و نقد این روش و ثمرات آن در مقام استظهار بپردازد. منشأ این نوع استظهار در کلام برخی از فقها احتجاجمحوربودن استفاده از ادله است که با دو نقد مواجه است: نقد نخست، غیرعرفیبودن چنین استظهاری است و نقد دوم مربوط به چگونگی ثبت و انتقال احادیث است.