برونداد شعری نشأتگرفته از اندوه و غربت در اشعار «عبدالله پَشِیو» و «معروف رصافی»
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jor.2019.275016.1808چکیده
«معروف رصافی» شاعر نامور عرب و «عبدالله پشیو» از شاعران نامی کرد در عراق از شاعران معاصریند که از پدیدۀ غربتگزینی رنج میبردهاند. بایستگی و اهمیت این پژوهش از آنجا نشأت میگیرد که پیش از این، غربتگزینی در شعر این دو شاعر همچون یک پژوهش مستقل تطبیقی مورد بررسی قرار نگرفته است؛ بنابراین نگارندگان در جستار حاضر برآنند که با رویکردی توصیفی-تحلیلی بهبررسی پدیدۀ غربتگزینی در شعر دو شاعر بپردازند. دو شاعر از اغتراب اجتماعی، سیاسی و روحی ناشی از سیطرۀ استعمار، ظلم، بهحاشیه راندن نخبگان و انحصار امور در دست فرومایگان، اوضاع عراق و عقبماندگی از تمدن جهانی، فقدان آزادی، درهمشکسته شدن آرزوها، تباهی اخلاق، ناهمگونی زندگی شاعر با معیارهای جامعه، تفرقۀ سیاسی و بیاعتنایی مردم بهدعوت شاعر و نیز حس نوستالژی برامده از حسرت بر ارزشها و گذشتۀ شکوهمند از دست رفته و اغتراب مکانی ناشی از دوری از وطن رنج میبردهاند. غربتگزینی و اندوه «پشیو» بر خلاف «رصافی»، محصور در پرداختن بهمسائل و معضلهای منطقهای نیست، بلکه دیدگاهی فرامنطقهای و فراملی دارد. غربت رصافی فزونتر در قالب سرودههایی با درونمایۀ حزنآلود محصور میماند لکن پشیو پیشتر احساس غربت خود را با طغیان سرودههایی بروز میدهد که از خشم و اندوهی ژرف نشأت میگیرد. وطن از پربسامدترین جلوههای غربتگزینی نزد دو شاعر است که بر سایر جلوههای غربت در شعرشان تأثیر گذارده است، زیرا غیر از زمان دوری از وطن، در زمان حضور در آن نیز، با مشاهدۀ وضع موجود بر اندوه و احساس غربتشان افزوده میشود.