تطبیق منابع معرفت از دیدگاه مولوی و دیوید هیوم
نویسندگان
1 فلسفه،دانشکده ادبیات،دانشگاه شهیدباهنرکرمان،کرمان،ایران
doi
10.22103/jcl.2019.2423چکیده
معرفت شناسی به عنوان شاخه ای از فلسفه، در مورد شناخت هستی و خالق آن بحث می کند. این علم یکی از مطرح ترین مباحث شناخت است که از دوره باستان نیز به شکلی عام و غیر مستقل مطرح بوده است. دیوید هیوم از جمله تجربه گرایانی است که در زمینۀ شناخت، آرائی دارد. او بر اساس حس تجربی، نظریۀ خود را استوار کرده و تنها، ادراک حواس ظاهری را مبنای شناخت قرار می دهد ؛ ضمن این که این حواس را برای شناخت کافی نمی شمارد. از نظر وی روابط علّی، معلول وهم و خیال انسان است و نمی توان با توجه به این روابط به شناخت نائل شد. مولوی نیز یکی از متفکرین مسلمان است که در کتاب مثنوی خود، مطالب فلسفی مهمی راجع به شناخت و راه های آن مطرح کرده است. در این پژوهش نظریات این دو صاحب نظر در باب شناخت مطرح گردیده و با هم مقایسه شده است . نتیجۀ تحقیق این است که مولوی و هیوم هر دو از حس ظاهر شروع به شناخت نموده اند اما هیوم به خاطر عدم ارزش گذاری به ماوراء طبیعت، در حس باقی مانده و این در حالی است که، مولوی به دلیل قائل بودن به عقول متفاوت و مرتب طولی عقل، شناخت را از راه عقل کلی و کشف و شهود امکان پذیر می داند.