قصّۀ «بِشر و هند» و بازتاب آن در شعر فارسی
نویسندگان
1 استاد بازنشستۀ بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22103/jcl.2019.2285چکیده
بِشر و هند، نام قصّۀ قدیمی از عشّاق عرب است که در مدینه و در عهد پیامبر (ص) اتّفاق افتاده و ابن النّدیم، نام آن دو را در کنار نام دیگر عشّاق معروف عرب آورده است. موضوع آن، عاشقشدن زنی شوهردار به نام هند است بر بِشر، عابد یا شاعری که همیشه به مسجد النّبی تردّد میکرد . در نهایت، وصال این دو عاشق دست نداد و هردو جان باختند و در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدند . این داستان روایتهای نزدیک به هم در ادبیّات عرب دارد و نخستین بار ، ابن سَرّاج قاری ، از ادبا و محدّثان مشهور قرن پنجم هجری، آن را در کتاب مصارع العشّاق، به نظم و نثر نقل کردهاست. در ادبیّات فارسی با توجّه به اشارات کوتاه شاعرانی چون فخرالدّین عراقی، اوحدی مراغهای و خواجوی کرمانی ، معلوم می شود که این داستان، دست کم تا عصر ایلخانی شهرت داشتهاست. حمدالّله مستوفی، مثنوی بشر و هند را به نجیبالدّین جُرباذقانی نسبت داده و امین احمد رازی در تذکرۀ خود، یازده بیت از آن را به نام این شاعر قرن هفتم نقل کردهاست. در حال حاضر، هیچ نسخهای از این کتاب در دست نیست .