نگرش فازی به مفهوم جنون و آثار آن

نویسندگان

1 استادیارگروه فقه و حقوق ، پژوهشکدۀ زن و خانواده، قم، ایران

2 پژوهشگر مقیم گروه روانششناسی، پژوهشکدۀ زن و خانواده، قم، ایران

doi
10.22067/jfiqh.2023.78530.1437
چکیده

آیا جنون در امور مدنى و کیفرى به یک معناست؟ آیا جنونی که رافع مسئولیت کیفری در قتل است ازنظرِ ماهیت و شدت، همان جنونی است که برای زوجه در نکاح حق فسخ می‌آورد یا به بطلان معاملات منجر می‌شود؟ در ادبیات رایج فقه امامیه و حقوق ایران، جنون در همۀ احکام و قوانین به معنای واحد است. در این رویکرد جنون مقوله‌ای بین نفی و اثبات است که یا شخص بدان دچار است، پس همۀ احکامِ خاص بر آن مترتب می‌شود و یا مبتلا نیست، پس هیچ‌یک از احکام خاص را نخواهد داشت. فرضیۀ اصلی مقالۀ حاضر این است که باید این مطلق‌گرایی را کنار گذاشت و مفهوم جنون را در تمامی ابعاد آن نسبی و فازی قلمداد نمود. چه‌بسا مجنون صرفاً در ارتکاب نوع خاصی از جرائم بی‌اختیار و بی‌اراده بوده و برخی دیگر را با اراده و هوشیاری تمام انجام دهد. همان‌طور که ممکن است معاملات شخصی که دچار حادترین گونه‌های اختلال ذهنی است کاملاً صحیح و مؤثر باشد. نویسندگان در وهلۀ اول درصدد تبیین نظریه‌ای با عنوان «نگرش فازی به مفهوم جنون» و سپس ارائۀ مبانی احتمالیِ آن در فقه امامیه برآمده‌اند و دست آخر «سرایت نسبیّت به مسئولیت»، «تعدد دفاع‌های وابسته به جنون»، «تمایز میان حوزه‌های حقوق خانواده، کیفری و قراردادها» و «تمایز در ضوابط شناسایی جنون» را به‌عنوان آثار چهارگانۀ پذیرش نگرش فازی به جنون به بحث گذاشته‌اند. در پایان نیز پیشنهاداتی در حوزه‌های پژوهشی و قضایی مطرح شده است.