معیارهای تشخیص شعر در اوستای جدید

نویسندگان

1 استاد گروه فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jis.2019.73430
چکیده

از زمان تحقیقات گلدنر دربارة وزن اوستای جدید، داشتن وزن هجایی مهم­ترین ملاک تعیین شعر در این متون بوده است. گلدنر و معاصرانش طبق سنت ادبی زمان خود وزن را مهم­ترین مشخصة شعر و عامل تمایز آن با نثر، در هر زبانی، می­دانستند. پس از گلدنر، مطالعات شعر اوستایی براساس همان تعریف و ملاک قرار دادن وزن شعر ادامه پیدا کرد، اما در حوزة مطالعات شعر هندواروپایی که اندکی پیش از انتشار تحقیقات گلدنر پا گرفته بود، زبان شاعرانة متن مبنای تشخیص شعر بودن آن شد. این زبان شاعرانه شامل ویژگی­هایی مثل وزن هم می­شد، اما تمرکز اصلی آن بر عبارات شاعرانة قالبی و خویشاوند در زبان­های کهن هندواروپایی بود. نظریة ادبی جدید، مخصوصاً فرمالیسم، که شعر را انحراف از هنجار معمول زبان روزمره تعریف می­کرد، بر تعریف شعر نزد محققان شعر هندواروپایی تأثیر گذاشت و آن­ها نیز، با وجود توجه به سنت ادبی زبان­های باستانی، نشان­دار بودن متن، یعنی داشتن عبارات قالبی و واژگان شاعرانه و برهم زدن ترتیب معمول واژه­ها را معیار اصلی شناسایی اشعار هندواروپایی کهن تعیین کردند. مدعای نوشتة حاضر این است که اگر برای تشخیص شعر در اوستای جدید وزن یا انحراف از هنجار متعارف زبان را ملاک قرار دهیم، نمی­توان یشت­های کوچک و متأخری مانند اردیبهشت­یشت را شعر دانست و این نتیجه­گیری به دودستگی در مجموعة یشت­ها می­انجامد که احتمالاً مقصود سرایندگان یشت­ها نبوده است و از این رو بهترین معیار برای تعیین بخش­های شعری اوستای جدید مقایسة آن­ها با اشعار به جا مانده از سایر زبان­های هندواروپایی و یافتن صناعات ادبی در این متون است.