پدیدارشناسی بایسته‌های عینی و ذهنی شهریار آرمانی در انگاره‌ ایرانیان؛ قبل و بعد از اسلام( مطالعه موردی نصیحةالملوک سعدی و اندرزنامه بزرگمهر در شاهنامه فردوسی)

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jis.2019.73428
چکیده

اندرزنامه نویسی میراث ارزشمندی است که به بازنمایی خرد سیاسی ایرانیان می­پردازد. محتوای اندرزنامه‌ها، همان‌گونه که از نامش پیداست، اندرزهای اخلاقی، مذهبی و سیاسی و اجتماعی نخبگان و مصلحان نسبت به شهریارِ زمان است. خطاب وارگی اندرزنامه‌ها، ترسیم‌کنندۀ شاه ایده آل و آرمانی نخبگان ایرانی است. در نگاشتن اندرزنامه‌ها به عنوان تبلور یکی از مهم‌ترین صُور دانایی، می‌توان دو ریشۀ ایرانی و باستانی را شناسایی نمود. در این نوشتار دو تن از متفکران سرشناس خرد ایرانی که سعی کرده‌اند به شیوۀ اندرزی، آداب حکمرانی ایرانی را، یکی با استفاده از تعالیم اسلامی و دیگری با رجوع به منابع ایران باستان احیا کنند، یعنی سعدی و شاهنامه مورد بررسی قرارگرفته‌اند. در حقیقت این نوشتار درصدد یافتن چگونگی تأثیرگذاری منابع ایرانی و اسلامی در ویژگی‌های شاه آرمانی در دو بعد عملی و ذهنی است که به نظر نگارندگان این امر خود را در همانندی‌های دو متن که سعدی و فردوسی نگاشته‌اند، جلوه‌گر می‌سازد. به نظر می‌رسد با مددگیری از روش پدیدارشناسی و چارچوب نخبه‌گرایی پارتو، بتوان همانندی‌هایی در دو بعد عینی و ذهنی یافت که از تداوم تاریخی در خصوص ویژگی‌های شهریار آرمانی در ایران پرده برمی‌دارد. تمرکز بر نقاط مشترک دو متن تاریخی دربارۀ ویژگی‌های شاه آرمانی که در دو بستر متفاوت تاریخی، سیاسی و مذهبی نگاشته شده‌اند، از دقائق اصلی این نوشتار است.