تحلیلی بر تاریخ‌نگاری و تاریخ نگری قاضی بیضاوی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکترای تاریخ ایران دورۀ اسلامی دانشگاه تبریز

doi
10.22059/jis.2019.73435
چکیده

نظام التواریخ اثر موجز قاضی ­بیضاوی در دورۀ مغولان، با وجود موقعیت مهم زمانی و همچنین مستندات مکرر مورخان بعدی به آن، از سوی مورخان و نویسندگان متأخر چندان مورد توجه نبوده و حتی منجر به ابراز نظرهای دوگانه دربارۀ آن شده است. در این جستار با روشی تحلیلی ـ توصیفی، ویژگی­های معرفت تاریخی قاضی بیضاوی در نظام التواریخ و در عین حال میزان توفیق آن مورد بررسی قرار گرفته است. یافته­های این پژوهش حاکی از آن است که عوامل و ویژگی­هایی نظیر اعتقادات کلامی وی به خصوص گرایش به مذهب کلامی اشعری، جایگاه وی به عنوان قاضی­القضات و مفسّر قرآن بر اساس همان نگاه اشعری، منجر به اولویت فقه، کلام و تفسیر بر تاریخ در دستگاه معرفتی و مبادی اندیشه­ورزانۀ وی شده و دانش تاریخ نتوانسته است حضوری اصیل در نظام فکری وی داشته باشد. با این حال ویژگی­هایی در تاریخ‌نگاری بیضاوی وجود دارد که مهم­ترین آن­ها را به قرار زیر می­توان برشمرد: تعلق خاطر به گذشتۀ فارس به عنوان زادگاه خویش، باور به امر قدسی در تاریخ، مشیّت باوری، توجّه به تاریخ به مثابۀ ابزاری انتفاعی در خدمت شریعت (خیر دنیا و عقبی)، غلبۀ توصیف بر تحلیل، پاکیزه­نویسی و گرایش به زبانی ساده و ایضاحی.